دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

بایگانیِ fun

يک ترانه

در شهر به من پيشنهاداتي شد که ترجمه چند تا از آهنگ‌هاي عربي مورد علاقه همسر را اينجا بگذارم . اوليش آهنگ احساسي جديد از نانسي عجرم است که همان کليپ باحالش با آن پسر کر و لال است و مي‌توانيد از اينجا دانلود کنيد.

إحساس جديد بقلبك بيزيد
حس تازه اي در قلب تو در حال زياد شدن است
بتحسه كل ما بتتطلع فيي
و تو هر وقت که به من نگاه مي کني دچار اين حس مي شوي

انك عطول فيي مشغول
تو گرفتار من هستي و همیشه فکرت مشغول من است
كتير بتشتاق لي و بتموت عليي
و دلت برايم بسيارتنگ مي شود و جانت را براي من فدا مي کني

أنا ما بدي تقلي كلام
من نمي خواهم که تو حرفي به من بزني
يدوب قلبي حنين و غرام
حرفي که باعث شود قلب من از شدت مهرباني و عشق آب گردد

بيكفيني تقلي بحبك
تنها کافيست کلمه دوستت دارم از زبان تو
هيدي الكلمة بتقتلني
اين کلمه وجود من را به آتش مي کشد

حدي بيكون قلبك مجنون
قلب تو در کنار من به ديوانه مي‌شود
حتى نظرات عيونك مجنونة
حتي نگاه چشمان تو نيز مثل ديوانگان مي شود

بيعز عليك ترف بعينيك
برای تو سخت است كه حتي براي یک لحظه مژه برهم بگذاری
و تمرق شئ لحظة و ما تشوف عيوني
اگر که لحظه ای سپری شود و تو در آن به چشمان من ننگری

Advertisements

توضيح

شعر ها از رضا براهني نبود بلکه خود محسن نامجو گفته است.

نرماندي

در ادامه بحث قبلي امروز درباره نرماندي صحبت مي‌کنيم:

نرماندي منطقه ‌اي است در شمال فرانسه که در زمان جنگ جهاني دوم متفقين از آنجا شروع به آزاد سازي فرانسه کردند. احتمالاً اين منطقه اروپائي خوش آب و هوا بايد داراي شقايق‌هاي زيبائي باشد D-:

از لحاظ تاريخي به صورت دقيق در پي نوشت مي‌اورم اما اينجا بحث تاريخي نرماندي نيست اين قسمت شعر يك‌جوري بيان عقل و عشق است. هرچي كه مربوط به عقل و تفکر است مال من و هرچي كه دلي‌ست و احساسي، مثل يك گل شقايق، مال تو.

پي نوشت:

سحرگاه ششم ژوئن ۱۹۴۴ بزرگترين حمله در تاريخ نظامي جهان از دريا به خشكي به فرماندهي ژنرال امريكايي دوايت ايزنهاور(بعداً رييس جمهوري شد) شروع شد.
ساعت شش و نيم صبح ششم ژوئن حمله يي كه ازماهها پيش طرح ريزي شده بود و آلمانها از آن آگاه بودند ولي محل آن را بدرستي نمي دانستند سواحل فرانسه را درهم كوفت. يكصد و پنجاه هزار سرباز از سه ميليون سرباز در مرحله اول با سه هزار قايق نفربر از يازده هزار قايقي كه آماده شده بود در درياي سرد مانش تا سينه خود را به آب زدند و در چندين نقطه ايالت نرماندي در برابر آتش توپخانه ارتش رايش سوم در آوردگاه بي نظيري مقاومت كردند و هزاران تن از آنها در دم جان سپردند.
فرماندهي متفقين با نقشه هاي غلطي كه توسط سازمان مخفي ارتش پخش شده بود آلمانها را به اشتباه انداخت. در نقشه ها كه هيتلر نمي دانست جعلي و ساختگي است محل پياده شدن نيروهاي متفقين بندر«گاله» در شمال غربي فرانسه در نظر گرفته شده بود. «پيشوا» مارشال رومل «روباه صحرا» رامأمور كرده بود كه ديواري از آتش در آن نقطه به وجود آورد و كيلومتر دركيلومتر سواحل فرانسه در آن محل را با بتون آرمه بسازد و ميليونها مين را در زمين پخش كند. چند ژنرال آلماني به هيتلر گوشزد كرده بودند كه متفقين ما را به اشتباه مي اندازند و حمله

متفقين از مدتي قبل در«يوركشاير» (انگلستان) باكارتن هزاران سرباز ساخته بودند و طوري حركت آنها را نشان مي دادند كه معمولاً بايد در بندر«گاله» پياده مي شدند. هواپيماهاي شناسايي آلماني تصور مي كردند آنها سربازان واقعي هستند. انحرافي كه متفقين در افكار هيتلر به وجود آوردند موجب موفقيت سريع آنها در پياده كردن نيرو در نرماندي گرديد. قلب اصلي دفاع ارتش رايش سوم در «گاله» بود درحالي كه به اين نقطه هيچگونه حمله يي نشد. متفقين نام عمليات جبهه دوم را «اورلرد» (overlord) گذاشته بودند و محل حمله و ساعت محل از محرمانه ترين اسرار نظامي متفقين بود.
در تمام روز ششم ژوئن سربازان تن ها مهمات و سلاح جنگي حمل كرده و در پنج نقطه ساحل نرماندي پياده كردند.
شب قبل از حمله هزاران چترباز با هواپيماهاي بي موتور در نقاط مختلف پياده شدند. باد شديدي مي وزيد و بسياري از چتربازان نتوانستند در محلي كه قرار بود فرودآيند. معذالك عده يي همديگر را يافته و موفق شدند در ارتش آلمان بي نظمي ايجاد كنند.
برخلاف آنچه متفقين فكر مي كردند نيروهاي آنها بامقاومت سختي روبرو نشدند زيرا ارتش رايش سوم كاملاً غافلگير شده بود و قلب استحكامات خود را در بندر «گاله» قرار داده بود.
باوجود لشكركشي عظيم متفقين كه طي سالها براي پياده شدن در سواحل فرانسه آماده مي شدند از عجايب تاريخ نظامي است كه هيتلر عليرغم جاسوسان زبردستي كه داشت نتوانست به اهميت فوق العاده اين حمله پي ببرد و از ابعاد وسيع آن بي اطلاع ماند. هريك از ارتش ها در ساحلي كه با «كد» (علامت رمز) تعيين شده بود پياده شدند. انگليسي ها سواحل «اسورد» (sword) وگلد (Gold) وكاناداييها جونو (Jono) و امريكايي ها «اومه ها» (OMAHA) و اوتا (UTAH) را تسخير كردند.
انگليسي ها وكاناداييها زير آتشي از توپخانه آلمانها قرار گرفتند هرچند كه در پناه كشتي هاي جنگي بودند كه با توپخانه دورزن استحكامات آلمانها را هدف گيري كرده بودند. سربازان انگليسي و كانادايي عليرغم تلفات زيادي كه دادند توانستند كنترل سواحل تسخيرشده را حفظ كنند.
امريكاييها با پيشتازان لشگر ۳۵۲ آلمان روبرو شدند. در يك لحظه، حمله توپخانه آلمان به امريكاييها آنچنان شديد گرديد كه بسياري از سربازان امريكايي اجباراً به سوي دريا عقب نشيني كردند. سرانجام امريكاييها دريافتند كه بهترين تاكتيك پيشرفت و حمله است هرچند كه تلفات آنها سنگين باشد زيرا اگر در ساحل باقي مي مانند همه آنها نابود مي شدند. ژنرال «نورمان كوتا» (NORMAN-COTA) امريكايي با جيپ خود و زير آتش سربازان آلماني همه ساحل را طي كرد و سربازان را تشويق به ادامه پيشروي كرد.
تسخير ساحل «اوماها» به قيمت كشته شدن دو هزار سرباز امريكايي در يك روز تمام شد. با وجود اوج گرفتن نبرد هنوز هيتلر تصور مي كرد اين حمله اصلي نيست و حمله بزرگ در بندر «گاله» خواهد بود لذا دو لشكر مهم زرهي آلمان را به عوض فرستادن به نرماندي به «گاله» فرستاد.
زماني هيتلر به اشتباه خود پي برد كه نيروهاي متفقين كاملاً در ساحل مستقر شده و در حال پيشرفت بودند. «پيشوا» مارشال «اروين رومل»، روباه صحرا را مأمور كرد كه نيروهاي متفقين را عقب راند.
در نيمه روز سواحل نرماندي پرشده بود از تانكها، توپخانه و سربازان متفقين و سربازان كه روي ساحل افتاده و غرق خون بودند.
رنجرهاي ارتش امريكا موفق شدند به يك توپخانه قوي آلمان كه در يك بلندي قرار گرفته و امكان پيشرفت به آنها نمي داد دسترسي پيدا كرده و آن را خاموش كنند.از اين پايگاه آلمانها باراني از گلوله بر فراز سربازان امريكايي فرود مي آوردند.

چند روز پيش از حمله بسياري از شهرهاي ساحلي فرانسه را كه نيروي آلمان در آنها متمركز شده بود، بمباران كردند. كه خسارات زيادي به شهرهاي فرانسه وارد آمد و هزاران فرانسوي جان خود را از دست دادند.
مورخان ششم ژوئن ۱۹۴۴ را طولاني ترين روز تاريخ ناميده اند متفقين انتقام ژوئن ۱۹۴۰ را از آلمانهاگرفتند. در ماه ژوئن بود كه آلمانها دهها هزار سرباز انگليسي و فرانسوي را از بندر «دونكرك» در ساحل درياي مانش به دريا ريختند و سربازان انگليسي با هزاران قايق و تخته هاي چوب به سوي انگلستان فرار كردند.
از دوم ژوئن هزاران سرباز متفقين با تجهيزات خود كه هركدام ۳۴ كيلو وزن داشت آماده حمله بودند و توفان شديد آن را به تأخير انداخت.
پنجم ژوئن ساعت ۴ و ۱۵ دقيقه نبرد قهرمانانه شروع شد.
دوشنبه پنجم ژوئن ساعت چهار و پانزده دقيقه صبح ژنرال ايزنهاور فرمانده كل نيروهاي متفقين در جبهه دوم گفت: اوكي(OK) برويم.
ايزنهاور آخرين خبر درمورد هوا را ازگروه سرگرد «استاك» رييس سرويس هواشناسي نيروي هوايي سلطنتي انگلستان گرفت.
روز قبل توفاني كه چهل قرن سابقه نداشت روي داد كه نفرات مجبور شدند به بندر بازگردند و بدين ترتيب گشايش جبهه دوم يك روز به تأخير افتاد.ارنست همينگوي روزنامه نگار و نويسنده نامدار امريكايي مي نويسد از بندر «پليموت» تا «نيوهاون» قايقهايي كه شبيه تابوت بودند صف كشيده بودند و نيروهاي پياده نظام امريكايي در آنها قرار داشتند تا به قايقهاي نفربر بروند.
بعضي از آنها قبلاً در سواحل آفريقاي شمالي و سيسيل پياده شده بودند. براي عمليات «اورلرد» هريك چهارماه تعليم ديدند و چهارصد بار آن را تكرار كردند.
به محض ترك بندر فرماندهان پاكت محرمانه را كه مهر وموم شده بود بازكردند و تازه متوجه شدند نوشته است ساحل «اوماها» در نرماندي.

منابع:

http://en.wikipedia.org

encarta.msn.com

ارمغان سفر 2

2.

عقايد نوکانتي از آن من
شقايق نرماندي از آن تو
حلاوت و بي‌صبري از آن من
عشق پانزده سانتي از آن تو
ماکاروني، تمبر هندي از آن ما
خيابان شهيد قندي از آن ما
قبري که بهش مي‌خندي از آن ما
ذکاوت و رندي از آن ما

ز سفره چه مي‌جويي
حاتم من با خودت چه مي‌گويي
خاتم من ديگه واسه چي مي‌جويي
ماتم من بابا تو چه پر رويي
خاتم من

اسبتو کجا مي‌بندي
بوبوي من به چي تو دل مي‌خندي
کوبوي من آقا به مويي بندي
سرور من خانوم به چي پابندي
شربر من

کوکوي دو شب مانده از آن ما
کپي پدر خوانده از آن ما
خلقت ناخوانده از آن ما
کپي پدر خوانده از آن ما
دولت شرمنده از آن ما
کلفتي پرونده از آن ما
ملي‌پوش بازنده از آن ما
دولت شرمنده از آن ما
انتخاب سازنده از آن ما
شايد که آينده از آن ما

حلاوت بي صبري از آن من
هر چي تو دلت خواندي از آن تو

ارمغان سفر1

اگر بخواهم از سفر سه روزم ارمغاني بدهم يا تحفه‌اي چند ترانه از محسن نامجو خواهد بود دوتايش را مي‌گذارم:

1.

ببين ديازپام ده خورانده‌اند!

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (4)

از سه راه آذري گذر
از حدود سروري گذر
از پياز و جعفري گذر
از شراب خانگي گذر
از سه راه آذري گذر

ز کار و بار و يار و دل بر گذر (2)

دود سيگار را بگير به عرش رو
فرش زير پاي را فروش ز سر ز همسر گذر
ز مادر گذر زما زما زما در گذر

دود سيگار را ببين برو بمير
زير پاي را ببين زجان گذر
زجان ز خانمان گذر

عر بزن کوبه‌ي سفالي‌ات
بر در بزن گشوده شد چو در ز در گذر

ز کار و بار و يار و حال و فال و دلبر گذر (2)

جسم خود سه راه آذري ببر
برون نيا شمال شهر را بکُش بکَش
به دشت آمپول و ساقيان و در گذر

ز سر ز همسر ز مادر گذر

تيغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران
بر آزردگي خود کمانچه بگذران
زجان گذر زجان ز خانمان ز جان زجان ز خانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)

ببين چگونه جان مشوش است عدد بده
ببين شهيد شد برادرت عدد بده
ببين که نيستي عدد نود بده ز صد گذر

ببين ببين ببين ببين ببين ببين ببين (2)

دلت به انتظار چشمهاست عدد بده
دلت به انتظار چشمهاست
ببين جهان چگونه کرده است راست

نرو به زير کار و بار دلبران گران
نرو نرو نرو به زير کار و بار دلبران گران
خزان شدي و سست و زرد از کران تا کران
دلت چه شد دلت چه شد
به باد رفت تمام ايده ها و آرزو ز ياد رفت

چست و چابکي چنين که خشم در دهي
ز جان گذر زجان زخانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)

برو ونک به گوشه‌اي نشين و ساز زن
برو چنان به زير آواز زن

دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر
دد بشو دد بشو دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر

تيغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران
بر آزردگي خود کمانچه بگذران

ببين ببين ببين ببين ببين ببين ببين (3)

ببين ديازپام ده خورانده‌اند خلق را
ببين چگونه کرده‌اند مد رياي دلق را
ببين چگونه بشکنند جاي شيشه طلق را
ببين چگونه پول مي دهيم نفت و آب و برق را
ببين احاطه کرده است عدد فکر خلق را

مچاله شو به جوي آب شو روان عدد بده
زباله شو به گوشه اي غمين هزارساله شو عدد بده

اين قرار عاشقانه را عدد بده
شور و حال عارفانه را عدد بده

رو جهان بيکرانه را سند بزن
روي رود روي رود روي رود روي رود تشنگي‌ات سد بزن

عدد عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده (4)

چه مانده است در برت فقط نداي ماندولين
چه مانده است در کفت فقط سرنگ انسولين
انسولين و واسکازين و وازلين و واجبين و جالبين و زاهدين و صاحبين و مومنين

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)

آي مرد سامري خفن شدي
در سه راه آذري کفن شدي
اي نماد بي‌کسي ز پيچ و تاب اين زمانه
چون چلانده‌اند و تو رسن شدي

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (4)

کوير

اين عکسها را در سفر آخرم به ابتداي کوير گرفتم از سمنان سي- چهل کيلومتري رفتم جنوب به طرف دل کوير