دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

بایگانیِ آوریل, 2014

مجبوری

چرا حال پست نوشتن ندارم؟ حال وبلاگ نوشتن؟

یکیتون برداره بنویسه از سربازی، از اجباری. از اینکه ما آدم هایی با انواع و اقسام استعدادها؛ توانایی ها؛ اخلاقیات و تخصص های مختلف و بی توجه به آن؛ باید همه یکرنگ بشویم «نظامی»، «ارتشی» چه می دانم, «سرباز».
بی آنکه خواسته باشیم. بی انکه کسی ببینید اینکاره ایم؟
حالا بیایند یقه آن چهار «مجبور سرباز» را بگیرند که اصول نگهبانیت کو؟ حفاظت از چادر نظامی ات چرا اینطور بود و الخ.
ای تف به روزگار که یکی نمیگوید این چه ارتشی است؟ چه حرفه ای گریست؟ و چرا نباید اینکاره ها و با استعدادها و متمایل ها را جمع کرد ارتش ساخت و بقیه جوانان را به کارهای بهتر  رهنمون  شد.

تولید مثلا چه کم از «نظام» دارد از تقدس و فایده و نجات بخشی یک سرزمین…

 

Advertisements