دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

بایگانیِ سپتامبر, 2013

اندک جايي

ميان همهمه ها و صداها، ميان سکوت و بغض، ميان دلتنگي ها و خستگي ها.

ميان خواب و بيدارم، شب و روزم، ميان هر چه هست و هر جا که هست. اين آغوش، هميشه باز است. هميشه براي «تو»ست که باز است.

قرار ما تقسيم  آغوشمان بود. تقسيم غم و شادي، خلوت و آرامش. تقسيم يکديگر.

ده سال از اين هم آغوش شدن ميگذرد، هنوز روز را توان رقابت به شب نيست، آن‌هنگام که آغوشم جايگاه توست.

تراژدی

ارسطو برای تراژدی‏, سه مرحله عمده بر میشمرد:

1-      Prologue

2-      Climax

3-      Catastrophe

تراژدی از این سه مرحله میگذرد.

1-     پسری در خانواده‏ای «سنتی – مذهبی»  یا «سنتی – پدرسالار» رشد می کند. ارزشهای سنتیِ خانواده درونش شکل می گیرد و فرهنگ میشود. والد (Parent)   درونش نقش می‏بندد و آن الگو‏ها را از والدین درون اندازی می کند. (Prologue)

2-     در جوانی و نوجوانی رفتارهای پدرسالار را غلط می بیند. در برخورد با دختری از خانواده‏ای متوسط, متجدد و امروزی که با او آشنا شده و اولین جرقه‏های عاشقی را در وجودش زنده ساخته آن الگو‏ها را ناکارآمد, پر اشکال و انتقادآمیز می‏بیند. به سمت انتقاد و تغییر می رود و مانند آن عمل نمی‏کند.  درون ناخودآگاهش  نیز خوب میداند که عمل به آن الگوها یعنی ناکامی در رسیدن به معشوق.   (Climax)

3-     به وصال یار میرسد. ازدواج سر میگیرد و زندگی مشترک شروع میشود. دوران شیفتگی و شیدایی نیز به سرانجام رسیده و میبایست پایه‏ های عاشقی و مهر و خانواده را محکم کرد. الگوها و باورهای درون اندازی شده یکی یکی سر بر می‏آورند. مسایل حل و فصل نشده, والد سنتیِ قویِ پدرسالار, به علت آلودگی (Contamination)   والد به بالغ به نظرش بسیار منطقی‏, بالغانه و درست دیده میشود و سعی در اثبات حقانیت آن‏ها با توسل به تمامی ابزارهای سنتی پدرسالارانه دارد. فاجعه رخ داده است (Catastrophe)