دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

گفتم يا نگفتم؟؟

سي و چهار سالم شد.

يک بار در آستانه سي سالگي براي خودم مانيفستي ساختم. اينجا.

حالا دارم نگاهش مي‌کنم. جالب بود. بگذار مانيفستم بماند. گرچه بعضي مسائل را ديگر آنگونه نمي بينم و بعضي مسائل ديگري را هم اين روزها مي بينم. اما بگذار بماند، بگذار لااقل کلياتش بماند.

زندگي سي و چهار ساله من به دوران هاي زيادي تقسيم مي‌شود. قبل از دانشگاه و بعد از دانشگاه. قبل و بعد از شروع به کار. قبل و بعد از چهار خط روانشناسي دانستن. قبل و بعد از آشنايي با سولماز. قبل و بعد از شروع به تدريس در دانشگاه. قبل و بعد از…

ماحصل همه اين دوران‌ها امروز منم با چند آرزوي کوچک :

  • مثبت بينديشم.
  • توان نگاه کردن از بالا به خودم، به زندگي، به مشکلات به غم ها و شادي‌ها را داشته باشم. نگاه از بالا مسائل و مشکلات حال را در مقابل آنچه که راه است و آنچه هست، حقير مي‌کند و ماحصلش شناختيست که تو را آرامش مي‌بخشد.
  • توان افزايش بهره وري‌ام را داشته باشم.
  • يادم بماند، محبت سولماز را در تمام مراحل سخت و آسان اين راهِ با هم.» کاش توان جبرانش باشد.»
  • هيچوقت يادم نرود که انسانيت و آزادي را بايد پاس داشت و براي هر تغييري بايد از خود‌آغاز کرد.

و اکنون من اينجا ايستاده‌ام با اميد به آينده، و با نياز و خواست به تغيير هر روزه‌ي خود.

امضاء

دراک سي و چهار ساله

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: