دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

شلوغي

صبح کار، عصر کار، شب و نصف شب کار. تعطيل و غير تعطيل همه کار.

نقشه مي‌کشم. اسناد فني حاضر مي‌کنم. برگه تصحيح مي‌کنم. نمره مي‌زنم. تلفن جواب میدهم. اينور و آن ور را هماهنگ مي‌کنم. کارهايم شده‌اند مثل رنگين‌کمان، هر کدامش يک رنگ است.

گلايه‌ اي ندارم. کاري که با علاقه‌ام و مربوط به رشته‌ايست که برايش زحمت کشيده‌ام و هميشه مي‌خواستم، خودش عين تفريح است. عين بازي مدام است.

اما دلم مي‌خواهد يک روزهائي بشود. بي کار و بيخيال بنشينم يک دل سير سريال ببينم. هاوس را صد سال پيش خيلي قبل از فراگير شدن‌ش به پيشنهاد امير يکي دو قسمت ديدم. مانده تا به امروز. دو سيزن آخر فرندز مانده که مانده…چند قسمت آخر د بيگ بنگ فيلان…

کتاب هاي نخوانده و تا نميه خوانده که تا دلت بخواهد يک کتابخانه روي دست‌‌م است. دو کتاب در حال تاليف‌م لنگ يک ويراستاري و چهار يا علي‌اند.

چرا اينقدر کار ناتمام. چرا اينقدر ناراضيم از خودم؟؟ مشاورم مي‌گويد زيادي به خودت سخت مي‌گيري انتظارت از خودت زياد است.

وسط همه اين شلوغي‌ها، اين گرفتاري‌ها و مشغله‌ها تنها و تنها نوازش آواي گرم توست که آرامشي مسخ‌کننده به من مي‌بخشد. آغوشت به راستي اندک جائي‌ست براي زيستن، براي خود بودن بدور از تمام هياهوي اين روزهايي که منم.

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: