دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

بایگانیِ ژوئیه, 2011

و آنگاه فلسفه 7

پس از هراکلیوس دو فیلسوف مطرح پارمنیدس (Parmenides)  و زنون (zeno) با این که نتیجه گیری های عبث و بیهوده ای می‌گرفتند- مثل اینکه حرکت وجود ندارد چون اگر وجود داشت شما باید اول نصف مسافت را بروید و برای نصف مسافت باید ابتدا نصف آن را بروید و … و این هیچ گاه تمام نمیشود پس حرکت بااین برهان خلف وجود ندارد- اما در حقيقت فلسفه  تا آن موقع را بهم ريختند و تمايزي بين اطلاعات حاصل از حواس انسان و اطلاعات مبتني بر منطق محض را به دست دادن اين تمايز بعدها باعث پيدايش دو مکتب فلسفي تجربه گرائي (empiricism) و خردگرائي (rationalism) شد.

مهم تر از آن، آن ها پيش فرض هاي يکتاگرايانه يعني اين ديدگاه که واقعيت از يک چيز تشکيل شده است -که قبل از آن همه فلاسفه آن را قبول داشتند- را ارزيابي مجدد کردند و فيلسوفان پذيرش اين نکته را درگير برهان‌هاي خلف تفکر پارمنيدس و زنون ديدند يا بايد آن برهان ها را مي پذيرفتند يا يکتاگرائي را کنار گذارند که آن ها در حقيقت يکتاگرائي را کنار گذاشتند.

Advertisements