دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

يادداشت‌هاي خان دراک2

پووف، مائيم  و تکرار مکرر آنان که مي‌آيند و مي‌روند.

يکي ديگر هم رفت. يکي ديگر دلش مي‌خواست اينجا بماند دلش مي‌خواست اينجا وطنش باشد، اما راه آينده را از دل‌بخواهش جدا ديد.  آسمان ديگري برگزيد، زمين ديگري. مجبور بود، مي‌فهمي؟ مجبور بود.

گيرم باورش باشد يا نباشد که يک تکه از ما را، يک تکه رفاقت را، يک گوشه خاطره و يک تکه از يک جمع را، دارد با خودش مي‌برد.

 مي‌برد! ببرد. مبارکش باشد. ما هم به قدر کفايت از او خاطره و رفاقت کنده‌ايم. به قدر کفايت جا گذاشته‌است.

لابد مجبور بوده ديگر، مجبور بوده. مي‌فهمي؟

Advertisements

2 دیدگاه»

  اردشیر بابکان wrote @

درود بر شما دوست عزیز
اگر علاقه دارید من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره پیروزی نهایی راستی بر دروغ(فرشکرت frash kart) از دیدگاه زرتشت نوشتم لطفا» اگر علاقه دارید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید
با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

  یک دختر معمولی wrote @

مجبور بودیم … 😦


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: