دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

چند گانه‌اي در باب ننوشتن های این روزهای دراک2

2-     دراک اين روزها سي و سه سالش تمام شد. دراک دلش مي‌خوهد بنشيند مانيفست سي و سه  سالگيش را بنويسد دلش مي‌خواهد از حسش بنويسد از حس خوبي که دارد. دلش مي‌خواهد از عشقش بنويسد دلش مي‌خواهد جارش بزند . دارد اين روزها بد جور جلوي عشقش کم مي‌آورد. دراک اما نمي‌نويسد او رگ جنوبي بيخودي دارد که ابراز عشق را بلد نيست، خاک بر سر.

دراک اما شايد مي‌ترسد بنويسد شايد دلش مي‌خواهد بيش از آنکه بنويسد بيش از آنکه بگويد، عق مردم را بالا آورد بيش از آنکه نقاب بسازدش مثل خيلي‌ها، نشان دهد. دلش مي‌خواهد همه‌جا مثل سفر امسال عيدشان خودش باشد و يارش. دراک دلش مي‌خواهد مهربان تر باشد. بلد نيست، ياد مي‌گيرد.

سي و سه سالگي سال خوبي براي ياد گرفتن بعضي چيزهاست. باورش کن…

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: