دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

فاصله

نمی دانم حکمت فاصله در چیست که عشق را عریان می‌کند. یا که چرا تنها شدنت، دور شدنت، آن قدر آینه تمام نمای عشق و کشش‌اش می شود که خودت از دیدن عمق و عظمتش متعجب و حیران میمانی.

روی زلال پر عظمتش را وقتی با همراهی همیشگی و روزمرگی میپوشانی از دیدن عمق آن غافلی. از پیشرفتش غافل می شوی از پویائی و جلو روندگیش هم. با فاصله گرفتن است که تلنگر می خوری. که عمق را دوباره می بینی. می بینی چه ریشه دوانده، چه جوانه زده، برگ داده این عشق. چه تاریخ دارد، خاطره دارد. یک قسمتهائی، یک زمان هائی را مال خود کرده است، سندش را به نامش زده. کافه ای، خیابانی، پیاده روئی یا شاید حتی منظره ای را مال خود کرده، رنگش داده. علامتش زده، سنجاقش زده به گوشه ای از تاریخش، جدایش کرده از دیگر مکان ها و زمان ها که می آیند و می روند. ته ذهنت، شاید حتی در ناخودآگاهت می گوئی این مال ماست، این مکان تعلق دارد به عشقمان به هستی مشترکمان.

به فاصله مدیونم این روزها، یک زلال بینی دوباره را مدیونم.

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: