دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

وطن، تو سبز جاودان بمان

يک سال پيش در چنين روزي شناسنامه‌هايمان را برداشتيم. رفتيم تا سهم خود را از تعيين سرنوشتمان ادا کنيم. يک سال پيش من يکي از ملتي بودم که اميدش برداشتن همه دروغ، ظلم، تحجر و واپس زدگي بود. ملتي که اميد را بازي مي‌کرد و حاکمان کوته فکر و کوته شخصيت را به سخره گرفته بود. ملتي که حاکميتي مي‌خواست عصاره و چکيده فضائلش، از خودش. آن‌گونه که هست، آن‌گونه که سزاوار آنست.

براي ملتم خواب‌هاي ديگر ديده بودند و جواني و نشاطش را با دروغ و تقلب هدف گرفته بودند و ما را نااميد بنده‌اي مجيز گو مي‌خواستند و فرمان مي‌دادند. غافل از آن‌که ما را سر باز ايستادن نيست. بيشماريمان را به رخ کشيديم. با هم ايستاديم. با طنز کم نظيرمان فرياد زديم، سکوت کرديم، شعر ساختيم، خنديديم، وي نشان داديم، رايمان را خواستيم و آمار اعلاميشان را سخره گرفتيم. جان داديم، جوان داديم، برادر، خواهر در خون غلتيده ديديم. گريستيم با مادر سهر×اب، ضجه زديم با عکس خونين ند×ا. اما همچنان ايستاديم و بعد از يک سال با هم، همه ما بانگ الله اکبر سر داديم که معنايش بزرگي خدائي است که انسان را آزاد آفريد.

امروز سال‌روز تولد بزرگترين باور ماست باور به توانستن باور به خواستن. و ما هنوز ايستاده‌ايم، آبديده‌تر، عاقل‌تر، مصمم‌تر و پراميدتر و خوشحاليم که شما را همين ايستادگي‌ما -بي آنکه بر شما تاخته باشيم- دارد ويران مي‌کند.

Advertisements

۱ دیدگاه»

  کیمیا wrote @

آفرین


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: