دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

بخند

من به زندگی نشسته‌ام. با همه غصه هایش، با همه خنده ها و گریه هایش، با همه نوای دل انگیز طبیعتش، با طوفان و رعدش. من آن را زندگی می کنم. زندگیش می کنم با از دست دادن ها، با بدست آوردن ها، با اخم و لبخند هایش، با داشتن‌ها و نداشتن‌هايش. زندگیش می کنم، بي‌منت، بي‌ گلايه. اين زندگي مال من است. سهم من است، از همه هستي، پس به آن لبخند مي‌زنم…

تنها آن‌گاه که اشک بر گونه‌هايت مي‌لغزد، درمانده‌ترين انسان زمينم. بي‌نوا درماند‌ه‌اي که دلش مي‌خواهد، زمين دهان باز کند، با همه قدرتش در کامش کشد. تا نبيند، نچشد اين سخت روز را. بي‌پناهي سخت باخته، سخت مجروح که منم.

بخند، تنها يکي لبخند تا زندگي را به بازي بگيريم. تا زندگي را به زندگي بنشينيم…

Advertisements

۱ دیدگاه»

  saeed wrote @

بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش.
امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش.
شاد باشی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: