دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

کاش بداني

من هنوز ويران آن نگاهم. ويران و سرگردان.

هنوز در فکر آن شبم. در فکر آن لبخند که بي‌دريغ بخشيديش.

نمي‌دانم و مي‌دانم که سال‌هاست نمي‌فهمي مرا، که زندگي را نمي‌فهمي. سال‌هاست…

کاش بداني که هستي. برايم وجود داري، تکه‌اي از وجود مني، ‌تکه‌اي ‌از روحم، از روانم. بخشي جدا نشدني از زندگيم. هستي بامن. حضورت را هنوز هم حس مي‌کنم، شده در روح درخت اناري بيابمش که برايمان به يادگار گذاشتي.

بارها لمست کرده‌ام، ‌يادت کرده‌ام، آهت کرده‌ام. بارها پس از چشيدن لذيذترين‌ انار جهان آمده‌اي پس‌ذهنم. آمده‌اي جلوي چشمانم با همان لبخند و با همان چشمان، درست همانند همان شب.

هنوز يک سر افکارم ردش در آن نگاهست. باور دارم که آن لبخند، آن چشمان و آن زندگي را بخشيدي تا من امروز به سبزي فريادت کنم. تا ما امروز به سبزي فرياد سر دهيم.

 خدا مي‌داند تو، تکه‌اي از وجود چند نفري. باور دارم کنون تکثيرت را.

ببخش مرا که بارها نفهميدمت، که بارها به باورت شک کردم، که تکثيرت را نشناختم.

هنوز ويران آن نگاهم، ويران آن لبخند، حتي اگر بيست و شش سال از آن واقعه گذشته باشد.

 

Advertisements

3 دیدگاه»

  مليحه wrote @

چقدر دوست دارم اين پست را

  shirin wrote @

طعم انار ملس می داد…

  dordaneh wrote @

انگار بعد از این قضایا دیگه سکوت کردید خیلی وقته نیستید ………


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: