دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

بایگانیِ ژوئیه, 2009

وطن

بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
بگذارید پیشاهنگ دشت شود
و در آن جا که آزاد است منزلگاهی بجوید.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش داشته اند.
بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود
سرزمینی که در آن، نه شاهان بتوانند بی اعتنایی نشان دهند نه ستمگران اسبابچینی کنند
تا هر انسانی را، آن که برتر از اوست از پا درآورد.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن، آزادی را با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمی آرایند.
اما فرصت و امکان واقعی برای همه کس هست، زنده گی آزاد است
و برابری در هوایی است که استنشاق می کنیم.
در این «سرزمین آزاده گان» برای من هرگز نه برابری در کار بوده است نه آزادی

لنگستون هیوز- ترجمه شاملو

سخن از تغيير

یک وقت هائی هست که می خواهی تغییر کنی یا تغییر دهی. این دوران به دلایلی دوران فعلی من است. یک جورهائی از لحاظ رفتاری در حال آپدیت شدنم و در دوران گذار و کشاکش و جدل درونی بیرونی با خودم و طبیعتا با دیگرانم. به این دوران فشار عصبی فکری این روزهای پر از تردید و پر از تنش و پر از عصبانیتی که گاهی به مرز انفجار می رساندم و می خواهد تبدیلم کند به یک آنارشیست بی کله و بی مغز را هم اضافه کنید.

به همین دلیل همینجا رسما اعلام می کنم چنانچه رفتارم شما را متعجب کرد یا ناراحتتان کردم ببخشید مرا و بدانید در دوران خاصی از زندگی هستم و این تغییرات باید که بهترم کند. دوران پوست اندازی رفتاریست شاید. به هر حال واقعا از کسانی که این روزها ناراحتشان کرده ام یا می کنم خصوصا از آن دوست دیرین و همیشگی – همسرم- عذر خواهی می کنم.

از این به بعدش سخنیست با خودم بی مخاطب بیرونی:

باید که یادت باشد هر تغییری در هر رفتاری حتی اگر مبنای علمی کاملی داشته باشد تازه بعد از آنکه خوب فهمیدیش و خوب شناختیش و سوء تفاهم های معمول ناشی از جهلت را هم برطرف کرد باید با معیار همیشگی انسانیت و اخلاق بسنجیش. یادت نرود که انسانیت از همه چیر بالاتر و اولی تر است. هر روشی، هرچقدر هم که مبنای علمی داشت، اگر آن را مغایر با این اصل پذیرفته شده ات ديدي در دور انداختنش و در نپذيرفتنش ذره‌اي ترديد نکن. يادت باشد که تو همه چيز را عادت داري تحليل کني بينديشي درباره اش و خوب بشناسيش قبل از آن که به کارش بندي.

پي نوشت: آه امان از دست اين خوب فهميده نشدن.