دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

حديث بي قراري دراک…

حکایت من، حکایت هزار راه رفته و نرفته است.

حدیث من، حدیث بی قراری سیالي است که کژاوه‌وار، مي‌خرامد و حلقه‌ وار، مي‌گردد.

داستان من، داستان کندن و بريدن است و همچنان، داستان پيوند زدن و وصل شدن.

حديث وصل است، همانگونه که حديث جدائي است. حکايت هفتاد من گذشته است در جدال با هفتصد من آينده.

کشاکش تفکر است و احساس. از لمس به باور رسيدن تلفيق است.

هرچه هست، بايد که حديث ايستادگي باشد. ايستادگي نه به معناي سکونش که به معناي پايمرديش. حديث ايستادگي در اوج پيش روندگي.

Advertisements

4 دیدگاه»

  baran wrote @

این را هزاربار خواندم . هزار بار و فقط یک بغض ماند.

  artemisazad wrote @

شما دو تا چه تون شده اینجا؟چی شدین ؟نگران شدم… امیدوارم خوش باشید…اگه کاری از دست ما بر میاد بگو رفیق…امیدوارم از این پارادوکسی که گفتی به سلامت بیرون بیای همونجوز که خودت می خوای

  امیر wrote @

آقا گاهی اوقات یه جورایی می‌نویسی که آدم نمی‌تونه حرفی بزنه… دلیل بر نخوندن نیست که گاهی چیزکی اینجا به یادگار نمی‌نویسم… !

  nazanin wrote @

این شازده و این همه حامی!!!! چی بگم والا! شاید استحقاقشو داره!:)


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: