دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

کاش…

میانه زمین و آسمان در فضائي ژله وار خود را ميابي.

هجوم فکر است و حمله تمام مد شدگي‌ها. هجوم درون است و باور. زخم تفکر است و درون. جنگ دیروز و شايد فردا. نبرد شاکله و تفکر یا شاید نبرد احساس و منطق.

روزنه نوری است. روزنه نوری که تنها براي بي اعتباري تاريکي مطلق آمده. نه به کار هدایتت می آید نه به راهنماییت گردن مي‌نهد.

خش و خش کشیدن ناخن بر دیوار. یا ساییدن سوهان بر پوستي يا که بر روحي…

موزيک متال مي‌زنند انگار از بدترين نوعش هم، گيتار برقيش را بي کوک روانه مي‌کنند و پيک بر آن مي‌کشند، نه! که ناخن بر آن مي‌کشند. ناخن، به خون نشسته و نعره درد همراه هميشگي همه اصوات آزار دهنده جهان است… رپ رپه طبل‌هاي خون را به ياد آر…

پس از آن، همه هجمه است، همه نبرد نامردمي است، نامردمي فربه شده، نامردمي لباس مردم پوشيده، نامردمي مردم شده…

اشکت براي تطهير اين همه چه حقير است… از اينجاست که گاهي آه تنها سينه مي‌سوزاند و هيچ به کارت نمي‌آيد که دودي از آتش درون را با آن حواله برون سازي و قدري- اندکي گيرم- آرام گيري.

قهقهه مستانه‌اي هل من مبارز مي‌طلبد…

کاش مرا ياراي اين بود…

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: