دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

راپورت يک روز با شازده و بانو فخرالملوک

اين سولماز خاتون، عادات جالبي دارد. مثلا اينکه مي‌داند ما سرمان در کتب مهمه است يا مشغول خواندن گزارشات رعايا از املاک دراکمان هستيم يا سرمان در راديوست و داريم با اين پيچش ور مي‌رويم. يا فرستاده‌ايم يکي از اين مستخدمان را بالاي بام به درست کردن آنتن راديوي عزيز تا لندن را بهتر بگيريم و بفهميم در آن سوي دنيا چه خبر است، يا … و معمولا در اين مواقع حواسمان تمرکز آلود به کارمان است و به خدم و حشم و در و همسر هيچ نمي‌باشد، باز مي‌آيد و بعضي حرف‌ها را در اين احوالات به عرض ما مي‌رساند. ما هم خب متوجه نمي‌شويم. بعدا هم مي‌فرمايد ما که گفتيم. الغرض يک دفعه متوجه شديم که براي ديروز شازده قجري و بانو فخر الملوک را به سر کنسولي دراک در بلاد اجنبيه که محل زندگي ما باشد دعوت کرده‌اند و سرآشپزباشي سر کنسول را هم مرخص فرموده که خود قصد دادن دستپختمان را به جناب شازده و بانو فخرالملوک داريم وقصد ديزي بار گذاشتن کرده‌اند که بيا و ببين. ما را نيز امر فرموده‌اند که به قصد خريد سبزي تازه و نان سنگگ و از اين قبيل مواد لازمه ديزي، خدمي از خدامان عمارت سر کنسولي را روان کنيم. ما هم انگشت به دهان ديديم حال که قصد کرکري است خود شخصا و راسا به خريد مايحتاج برويم. ابتدا سريعا تلگراف زديم به املاک دراکمان که هرچه سريعتر جهت ديزي خاتون سه عدد بره ناقابل سر ببرند و با يک عدد طياره به سر کنسولي بفرستند. بقيه را خودمان رديف مي‌کنيم.

در دسرتان ندهم خسته از تهيه اجناس در خزينه حمام سر کنسولي مشغول استراحت بوديم و تن به مشت و مال سر خزينه‌دان سپرده ‌بوديم که خبر رسيد شازده و فخرالملوک قدم رنجه فرموده‌اند. ابتدا که از حول‌مان با لنگ شرفياب شديم حضورشان، و پس از آن سريع لباس مبدل نموده خرقه خاني نويمان که سولماز خاتون از سفر بلاد غربيه اجنبيه آورده‌اند پوشيده خدمتشان شرفياب شديم. ما را بسيار دوستي ايشان مايه سعادت و حس و حال بس عزيمي‌ است.

ابتدا گفتيم سريعا سه عدد بالشت کپسولي ساخته شده توسط رعاياي دراک را آوردند زير دست شازده نهاديم که لم داده و جلوس فرمايند و سفارش سريع قليان و چاي جهت ايشان داديم. اما از نگاه تيزبين خان دراک در امان نماند که ايشان سخت در فکرند و پکر احوال. ابتدا گفتيم شايد جسارت اين خان حقير را در به حضور رسيدن با لنگ بر نتافته‌اند. ولي خيلي زود شستمان خبردار شد که اي دل غافل شازده ردايشان دوتا شده و جهت ثبت در تاريخ به کاتب البلاغ فرموده‌اند در دفترچه خاطرات بلاغيشان بنگاردند که شازده حرمسرا بسيار دوست مي‌دارد، اما از ترس بانو فخرالملوک زوجات متعدده اختيار نمي‌کند وگرنه مي‌خواهد اما نمي‌تواند. همين است که فخرالملوک بر ايشان خشم گرفته و مورد غضبند، نافرم!

ما را بگوئي، به چه کنم، چه کنم افتاده، سولماز خاتون را به گوشه‌اي از عمارت فرا خوانده، شصتش را خبردار نموديم که چاره‌اي پيشه کند که ايشان با توجه به توانائيشان با دادن غذايي بس لذيذ، و سپس آوردن بالشت‌هاي کپسولي. در حالت ولو به قول ما، و ريلکس به قول خودشان اسباب آشتي فراهم آوردند و بانو فخرالملوک را رفعت بر حال شازده که تا آن موقع رنگ رخسارش همانند گچ سفيد بود،آمد. تازه آن موقع که شازده فهميدند مورد الطاف بخشنده بانو فخرالملوک قرار گرفته‌اند دستور ادامه تناول دادند و سي و پنج کاسه ديزي تناول فرمودند.

بعد از آن هم همه جلوس فرموديم جلوي راديومان و به داستاني اجنبي به زبان فرانسوي گوش فرا داديم و شازده هرکجا که زير نويس داستان!! اشتباه مي‌کردند غلط آن پدر سوخته‌ها را ياد آوري مي‌نمودند.

سپس شازده بانو فخرالملوک را دک نمودند و با هم به تماشاي سريال الياس خان در جعبه جادوئي شهر فرنگ مشغول شديم که اين بانو جنيفر گارنر – به چشم خواهري- در آن به هنر نمائي و اپرا ريزي مشغولند. بسي لذت برديم.

پس از رجعت بانو فخرالملوک به باغ عمارت رفته و به صرف قليان و چاي و هندوانه‌هاي از صبح در حوض‌مانده از ايشان پذيرائي مفصلي نموديم که گر چه به املاک خان دراک تشريف نياورده‌اند اما از سرکنسولي نيز با خاطره‌اي خوش به باغاتشان باز گردند.

سپس آنان را تا بلاد غربيه مشايعت نموديم و با سولماز خاتون به سرکنسولي باز گشتيم.

دراک الممالک بيست و دوم رمضان سنه 1429 هجري قمري

Advertisements

3 دیدگاه»

  dordaneh wrote @

ajab hali namoodid ha dele ma ro ham baoon dizitoon ab kardid .kolan be doostihaye shoma hasoodim mishe .naform!

  امیر wrote @

آقا اون 35 کاسه منو کشته…. این شازده عجب پر رو شده ها…یعنی چه میخواهد اما نمیتواند؟! خجالت هم خوب چیزیه به مولا!

  dordaneh wrote @

khedmat az mast ghorban


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: