دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

نا اميدي…

یک موقع هایی ناامیدی تمام وجود آدم را فرا مي‌گيرد.

يک موقع‌هايي مي‌انديشي به راههاي فرار و برون رفت از گرفتاري‌هايي که گيرش افتاده‌اي، که گيرت افتاده‌اند. و نااميدي ذهنت را تهي مي سازد.

نا امیدی را باید پرت کرد بیرون از پنجره، باید تلاش کرد، جستجو کرد و راه‌هاي مختلف را آزمود تا به هدف رسيد.

نا اميدي را اگر راندي راه‌هايش را مي‌يابي.

من مرد تسليم نيستم…

Advertisements

3 دیدگاه»

  آرتمیس خانوم گل گلاب wrote @

چه خوب که می تونی بنویسیش تا بندازیش بیرون…من وقت ناامیدی خفه خون می گیرم…

  dordaneh wrote @

na omidi bazi vaghta galooye adamo migire mage mizare ke bendazish biroon?ama hamishe raftanie

  امیر wrote @

جنوبی جماعت که مرد تسلیم نیست بابام جان… به خصوص که فروردینی هم باشه!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: