دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

يک پست پست مدرن

آقا ذات اقدس همايوني بر اين است امروز، که بنشينيم بنويسيم و تا خالي نشديم پا نشيم. از اين جولان فکري کمي منتقل کنيم به اين کاغذ!!! با اين قلم!!! مقدس

راستي کي برد به اندازه قلم مقدس است؟ اگر اين پروژه‌هاي Paperless چندين سال ديگه کاملا پوز اين روش‌هاي سنتي نوشتن و کاغذ سياه کردن را بزند، بايد به جاي مثلا جايزه قلم جايزه کي‌برد بدهند و يا بگويند کي‌برد‌هاي مسموم و يا کي‌برد‌هاي متعهد. فکرش را بکنيد کي‌برد مسموم و کي‌برد به دستان مزدور داخلي چه اسامي باحالي…

…ناگهان عشق آفتاب‌وار نقاب‌برافکند/ و بام‌ودر به صوت ِ تجلي درآکند،/ شعشعه‌ي آذرخش‌وار فروکاست/ و انسان برخاست…. بيست و يکم آذرماه سال‌روز تولد شاملوست. اتفاق جالبي بوده و نمي‌دانم با ايده‌ي چه کسي تولد شاملو را بزرگ‌دارتر مي‌دارند تا سال‌روز خاموشيش را.

خداوکيلي اين حافظ رند و عاشق پيشه چه‌اعجازي در کلامش نهفته‌است که هر تکه از ديوانش آرامشي خاص به انسان مي‌دهد. اين را ببينيد: …ز شوق نرگس مست بلند بالائي/ چو لاله با قدح افتاده بر لب جويم. /شدم فسانه به سرگشتگي که ابروي دوست/کشيده در خم چوگان خويش، چو گويم.

به! به! بببه! به!- تکان‌هاي سرم را نيز به اين موسيقي متن اضافه کنيد.

کتاب قدرت هوش اجتماعي را که در پست پيش معرفي کردم دوبار خواندم. کتابيست بس بدرد خور اما مثل تمامي کتاب‌هاي اين‌فرمي نقطه ضعف نسخه‌پيچي يکسان براي همه را دارد. اين نکته به سادگي مغفول مي‌ماند که براي انسان‌هاي متفاوت با اخلاقيات متفاوت نمي‌بايست نسخه‌هاي واحد پيچيد و راه هاي رسيدن به کمال – اگر حتي کمال را نيز براي همه بتوان واحد گرفت که جاي بحث بسيار دارد- نمي‌تواند براي همه يکسان باشد. اما به‌هر حال در اين نوع کتاب‌ها کتاب ارزشمنديست و جملات گران‌سنگي دارد.

سري به اين پست زيبا بزنيد و حس انتظاري تلخ را که کم ندارند مردمي درون ما لمس کنيد. بر بانيان اين حس هر که مي‌خواهند باشند، هزاران بار لعنت.

…جهان اندوه‌گن رها شده به خويش. / و در آن سوی نهالستان ِ عريان / هيچ چيز از واقعه سخني نمي‌گويد…

عشق، چهره آبيش، اين روزها پيداست. خوب هم پيداست.

اگر شبه روشنفکري خونتان اين روزها کم شده هفته نامه وزين شهروند امروز اين هفته را از دست ندهيد. البته ممکن است دچار شاملو گرفتگي شديد شويد. نگوييد نگفتي!

چند روزي است عينکم شکسته و بايد تا فردا هم بدون عينک سر کنم. دو سه روز از عينک قرضي همسر استفاده کردم و با اين که ضعيف‌تر از عينک من بود ولي چون دنيا را از منظر ديد او يا به قولي از دريچه ديد او ديدم اينقدر تفکراتمان به هم شبيه بود که نگو. اينقدر خوب بووووود. گفتم که چهره آبيش بد جوري پيدا شد. اما خب امروز خودش بدون عينک کلافه شد و مجبور شدم تا دم شرکتش بروم با نهايت احترام و پوزش دو دستي تقديمشان کنم و از آن پس تهران تبديل به لندن شد. همه جا مه آلود و تار بود نمي‌دانم شما هم متوجه شديد يا نه؟ من که ياد چارلز ديکنز افتادم و فال فروش‌هاي ميدان کاج را الوير تويست بينوا مي‌ديدم.

شماره پله، ده. عجيب گاهي مي‌آيد در ذهنم، اين نه کمتر از من، سياه بمبولي فتوژنيک باحال، با آن دريبل‌هاي اي‌ول‌اش. بچه که بودم يک پيراهن برزيل داشتم داده بودم برايم پشتش يک ده باحال انگليسي زده بودند کلي صفا مي‌کردم فکر مي‌کردم پله نشم سوکراتسي، زيکوئي چيزي مي‌شوم. اي دل غافل استاد اسدي هم نشديم.

مسخره‌ است. در گوگل کلمه عاشقي را سرچ کردم و دنبال غزل کامل «دلا در عاشقي ثابت قدم باش» مي‌گشتم ديدم فيل به آن تر‌ زده است. اي تر بزنند به جد و آباد همه فيل‌بانان- عصباني هستيم‌ها… يکي دستمان را بگيرد سر سبز بر باد ندهيم.

…اسرار ازل را نه تو دانی و نه من / وین حل معما نه تو خوانی و نه من./هست اندر پس پرده گفتگوی من و تو / چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من…

چند وقتي بود با اين شلفاري آشنا بودم اما به صورت جدي تازگي واردش شدم جالب است مي‌تواني کتاب‌هاي مختلف را ببيني و نظرات بقيه را راجع به آن‌ها ببيني و و درباره‌شان نظر دهي. يکجور اورکات فرهنگي‌است. اگر شما هم مثل من از نخواندن بدن درد مي‌گيريد، خيلي به کارتان مي‌آيد.

چند پست پيش درباره نبودن رديف سيزده در هواپيما نوشته‌بودم. مي‌خواستم در يک پست مفصل اين‌‌ها را بگويم اما قرار بر پرتاب جولان دهندگان در فکرست. عدد سيزده در جوامع كهن، بخاطر خاصيت بخش‌ناپذيري آن، عددي «بد قلق» دانسته مي‌شده است. در حاليكه عدد دوازده از قابليت بخش‌پذيري بسيار بالايي برخوردار بوده و به پنج مقسوم كامل و چهار مقسوم با خارج قسمت غير گنگ و بدون باقيمانده، قابل تقسيم است. عدد بد قلق قبليش که هفت باشد را با ترفند هفت‌تايي سازي مثل هفته و … خوش قلقش کرده بودند. بد قلق بعدي هفده است که ايتاليائي‌ها نحسش مي‌دانند. نکته جالبش اين‌است که سيزده در ايران باستان اصلا نحس نبوده و انتخاب سيزده براي اين جشن ايرانيان، نه به دليل نحس بودن آن، بلكه از آن روي است كه روز سيزدهم هر ماه خورشيدي در گاهشماري‌هاي ايراني از آن ايزد «تيشتَـر»، ايزد آورنده باران و سال خوب، است. (در گاهشماري سيستاني «تيركيانوا»، در سغدي «تيشيج»، در خوارزمي «چيريج») ايرانيان اين روز را براي خجستگي بسيار آن انتخاب كرده‌اند!!

اين مطلب را هم بخوانيد حتما، بخصوص دو سه پاراگراف آخرش را. اگر اعصابي براي بقيه روزتان ماند بقيه روزتان را مفت چنگتان.

…ظلمت پوشاني از اعماق برآمده‌اند…

دريا مي‌خواهد دلم، عجيب دريا مي‌خواهم. هوس شناي نصف روزه‌کرده‌ام از آن شناها که صبح بروي بعدازظهر برگردي… شايد دلم وسط دريا را مي‌خواهد آن‌جاکه باحال‌ترين جاي دنيا براي داد زدن، فحش دادن و خود را خالي کردن است.

دوستي داشتم هنگام تحصيل ليسانس يادش رفته بود بزرگ شود. هم در ظاهر و هم گاهي در کردار. استاد و معتاد بازي کامپيوتري بود بعد از تابستاني ديدمش. از او درباره بازي‌هاي جديد پرسيدم برآشفت که دارم ديوانه مي‌شوم از بازي. مثلا در خواب نازم و مادرم مرا صدا مي‌کند براي خريد نان. پيش خود مي‌گويم مادرم را save مي‌کنم و بقيه خوابم را مي‌کنم. پس از بيدار شدن لودش مي‌کنم و مي‌روم نان مي‌خرم.

بيست ليتري‌هم مي‌خواهند مرحمت کنند از ماه آينده به سهميه بنزينمان اضافه کنند. گويا اين بساط را راه انداخته‌اند که قضيه فروش با نرخ آزاد را ماست مالي کنند. يعني چي دلت مي‌خواهد بنزين بيشتر بايد آزاد بخري. نبايد بخري. بايد به هرآنچه آقايان مي‌گويند سر کني. همين تو که حالا نق مي‌زني آزاد آزاد، فردا که آزاد شد مي‌روي همه جا مي‌گوئي آقايان ديديد بنزين را کردند ليتري n تومان و چنين و چنان. بنزين هم مثل ديگر کالا‌ها، اصلا گران نشده، بازار سياه هم ندارد، چهارصد، پانصد تومان هم خريد و فروش نمي‌شود. هيچکس هم کم نمي‌اورد. خدا را شکر…

… اي دل تو به اسرار معما نرسي/ در تكته زيركان دانا نرسي. / اين جا به مي لعل بهشتي مي ساز/ كان جا كه بهشت است رسي يا نرسي…

آخيش چقدر توانستم سخن نغز!!! بپراکنم. قدري دلم راحت شد. شلوغي افکارم هم مثل ترافيک تنها سه روز بعد از سهميه بندي خيلي سبک شد. بيچاره شماي خواننده مي‌دانم الان در چه حالي…

Advertisements

۱ دیدگاه»

  باد صبا wrote @

بريد باد صبا به روز شد بالاخره


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: