دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

تاريخچه صنعت نفت ايران 1

به دنبال اعطاى امتياز استخراج و بهره بردارى از نفت سراسر ايران – به غير از ٥ استان شمالى – در سال ١٢٨٠ (هـ . ش) از سوى مظفر الدين شاه قاجار به «ويليام ناكس دارسي» انگليسى، مته حفارى اولين چرخش هاى خود در خاك خاورميانه را تجربه كرد و به اين ترتيب نام ايران به عنوان خاستگاه نخست صنعت نفت خاورميانه، در تاريخ عمليات نفتى ايران منطقه زرخيز جهان ثبت شد.
صنعت نفت طى اين دوران يكصد ساله، ازسويى به عنوان يك پديده فنى و صنعتى دريچه علم روز دنيا را به روى ايرانيان گشود و از سوى ديگر، منشأ و محور رويدادهاى بسيارى در زمينه هاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى كشور شد كه پرداختن به هر يك مستلزم بازنگرى دقيق و ژرف در تاريخ تحولات يكصد ساله اين سرزمين است.
چگونه نخستين ميدان نفتى خاورميانه كشف شد ؟

پايه صنعت نفت ايران با امضاى امتيازنامه معروف «دارسي» در ٢٨ ماه مه ١٩٠١ گذارده شد .
البته استفاده از چشمه هاى هسطح زميني نفت و قير به صورت سنتى و ابتدايى از باستان زمان در ايران شناخته بود. در نيمه دوم قرن نوزدهم تقريباً از همان زمان كه صنعت جديد نفت در امريكا آغاز شد (١٨٥٩) چندين امتيازنامه براى استخراج معادن نفت در ايران به امضاء رسيد. حفارى هايى نيز در برخى از نقاط كشور به عمل آمد، ليكن هيچ يك به نتيجه رضايت بخشى منتهى نگرديد.
مرحله اول عملياتى نيز كه به موجب امتيازنامه دارسى در مناطق قصر شيرين و چاه سرخ انجام شد چندان رضايت بخش نبود. حفارى در اين مناطق اگر چه وجود نفت را به اثبات رساند، اما بازده چاه ها چنان نبود كه ادامه عمليات در همان نقاط را توجيه كند. در مرحله بعدى دستگاه هاى حفارى به نواحى جنوبى تر يعنى حوالى شوشتر انتقال يافت. كارشناسان نسبت به نتيجه عمليات در اين منطقه خوش بين بودند اما مشكل عمده آن بود كه سرمايه دارسى كفاف نمى داد. طرح هاى آينده مستلزم هزينه هاى سنگين ترى بود كه دارسى شخصاً نمى توانست از عهده آن بر آيد. او تا اواخر سال ١٩٠٤، حدود دويست و بيست و پنج هزار ليره خرج كرده بود كه در آن زمان مبلغ هنگفتى به حساب آمد.
عاقبت گره كار، به دست يك شركت اسكاتلندى گشوده شد كه امتيازى در كشور برمه داشت و پالايشگاهى نيز در رانگون تأسيس كرده بود. در آن ايام وزارت دريادارى انگليس درصدد بود كه سوخت كشتى هاى جنگى خود را از زغال به نفت تبديل كند و براى انجام اين امر سالانه به ٥٠ هزار تن نفت نياز داشت.

انگليس براى تأمين اين مقدار نفت به آن شركت اسكاتلندى كه « شركت نفت برمه» ناميده مى شد مراجعه كرد، ولى ذخاير نفتى شركت چندان نبود كه بتواند تعهد دراز مدتى را در اين باب بر عهده بگيرد و كارشناسان فنى، توسعه بيشتر عمليات در حوزه امتياز برمه را توصيه نمى كردند. اما دارسى ناحيه امتياز نويد بخش ترى را در اختيار داشت كه اگر امكانات مالى شركت برمه براى سرمايه گذارى هاى بيشتر به يارى او مى آمد مشكل دريادارى انگليس نيز حل مى شد.
مذاكرات ميان دارسى و شركت نفت برمه در سال ١٩٠٥ به تشكيل شركتى به نام «سنديكاى امتيازات» (Concessions Syndicate Ltd. ) انجاميد. مركز اين شركت در « گلاسكو» بود. قرار شد عمليات حفارى در پيرامون مسجد سليمان از سوى اين شركت، با پشتيبانى مالى شركت برمه، پى گرفته شود.

شركت جديد براى پيشبرد مقصود خود قراردادى هم با سران ايل بختيارى امضا كرد و آن ها متعهد شدند كه در برابر دريافت حقوق معينى حفاظت اموال و تأسيسات شركت را در منطقه عمليات عهده دار گردند. اين قرارداد كه با پادرميانى كنسول انگليس در اصفهان و بدون اطلاع مقامات دولتى ايران انعقاد يافت. هيچ گاه مورد شناسايى و قبول دولت ايران واقع نشد و سرانجام در سال ١٩٢٤ پس از روى كار آمدن رضا شاه رسماً ملغى گرديد.

در هر حال عمليات حفارى در چند نقطه دنبال شد. دو حلقه چاه كه در شمال اهواز حفر شد نتيجه مطلوب نداد، اما حفارى در مسجد سليمان در ٢٦ ماه مه ١٩٠٨ به نفت رسيد و آزمايش هاى بعدى نشان داد كه كارشناسان آن چه را كه جست و جو مى كردند، يافته اند. چاه دوم و سوم هم وجود منبع عظيم نفتى را به ثبوت رساند و بدين ترتيب نام مسجد سليمان به عنوان نخستين ميدان نفتى خاورميانه در تاريخ نفت جهان ثبت شد.
از شگفتى هاى تقدير آن است كه «رينولدز» رييس عمليات حفارى كه پس از اين كشف مهم شادمانه به اهواز بر مى گشت نامه أى را از مركز شركت در اسكاتلند دريافت كرد كه در تاريخ ١٤ ماه مه نوشته شده بود. مضمون نامه، كه كمتر از دو هفته پيش از موفقيت حفارى در مسجد سليمان به قلم آمده بود، حكايت از آن برداشت كه صاحبان شركت از پيشرفت عمليات در آن ناحيه نوميد گشته و به رينولدز دستور داده اند كه اگر حفارى ها در عمق ١٥٠٠ تا ١٦٠٠ پا به نفت نرسد بساط خود را جمع و ماشين آلات و تجهيزات را به محمره (خرمشهر) در كنار دريا منتقل كند.

 

تشكيل شركت نفت انگليس و ايران

شركت برمه و شركت سنديكاى امتيازات چند ماه پس از كشف نفت در مسجد سليمان با يك سرمايه دار انگليسى به نام لرد استراتكونا (Lord Strthcona ) شركت جديدى با نام « شركت نفت انگليس و ايران» (Anglo Persian Oil Company ) تأسيس كردند. تمام حقوق امتيازنامه دارسى به اين شركت جديد انتقال يافت و دارسى خود نيز به عضويت هيأت مديره اين شركت درآمد. اكنون ديگر مى بايستى مقدمات توليد و صدور نفت را فراهم مى كردند. تصميم بر آن شد كه نفت پس از توليد به آبادان انتقال يابد و در اين نقطه پالايشگاهى احداث و فرآورده هاى نفتى از آن جا بازگيرى شود. براى انتقال نفت به آبادان، ايجاد خطوط لوله أى به طول ١٣٨ «ميل» ضرورت داشت. ساختمان پالايشگاه، مخازن، وسايل بارگيرى، اسكله و غيره نيز در دستور كار قرار گرفت. اراضى مورد نياز پالايشگاه را شيخ خزعل، حاكم محمره(خرمشهر) كه با نماينده سياسى بريتانيا در خليج فارس روابط ديرين داشت به موجب قراردادى در اختيار كمپانى گذاشت. توافق شد كه علاوه بر مال الاجاره سالانه ارضى يك وام ده هزار ليره أى به شيخ داده شود و نيز نماينده سياسى بريتانيااطمينان داد كه شيخ و خانواده او از حمايت دولت متبوع وى برخوردار خواهند بود.
پيدا است كه شركت نفت پايه هاى كار خود را بدون اعتنا به دولت مركزى ايران، از طريق اعمال نفوذ مقامات و نمايندگى هاى سياسى بريتانيا مستحكم مى ساخت. قرار و مدارهاى شركت با خان هاى بختيارى و شيخ محمره نمونه بند و بست هايى بود كه تا استقرار كامل حكومت رضا شاه و قلع و قمع شيوخ و خان ها به دست وى ادامه داشت. اين شيوه كار در پانزده سال دوران اقتدار رضا شاه متروك گرديد و پس از سوم شهريور ١٣٢٠ با ورود قواى نظامى بريتانيا به ايران با شدت و وسعت بيشترى از سر گرفته شد.

آغاز عمليات پالايش و صدور نفت از ايران

علميات احداث پالايشگاه در اكتبر ١٩٠٩ شروع شد. كاركنان شركت كه تا آن زمان محدود به چند نفر حفار، مكانيك، قاطرچى، يك حسابدار و يك پزشك بود به سرعت فزونى گرفت و در سال ١٩١٠ به ٢٥٠٠ تن رسيد. نخستين هواپيما توسط شركت در سال ١٩١١ به ايران وارد شد و اولين محموله نفت خام ايران در سال ١٩١٢ صادر شد. تا سال ١٩١٤ تعداد چاه هاى حفارى شده در مسجد سليمان به ٣٠ حلقه رسيده بود. در همين سال توافقى ميان دولت انگليس و شركت نفت حاصل گرديد كه به موجب آن اكثريت سهام شركت در اختيار دولت قرار گرفت. از آن پس دولت انگليس همواره دو نماينده در هيأت مديره شركت داشت كه داراى حق «وتو» بودند و مى توانستند تصميمات هيأت مديره را كه منافى با مصالح دولت انگليس تشخيص دهند وتو و از اجراى آن جلوگيرى كنند.

Advertisements

9 دیدگاه»

  grayidea wrote @

مطلب جالبي بود موفق باشي!

  Sanat wrote @

من را بگو تصور کردم درباره تیم فوتبال صنعت نفت آبادان نوشته ای!

  همشهري آرش wrote @

سلام . خسته نباشيد و تسليت مرا پذيراباشيد . يك سوال : شما اصالتا آباداني هستيد؟

  همشهري آرش wrote @

سلام . خسته نباشيد و تسليت مرا بپذيريد . يك سوال : شما اصالتا آباداني هستيد؟

  mohsen wrote @

بسیار عالی بود اما من تاریخچه صنعت پالایش در ایران را میخواهم اگر برام بفرستید ممنون میشم

  magid wrote @

با سلام
تشکرمیکنم از مطالب مفیدی که در اینجا آوره اید. اگر امکان داشته باشد تاریخچه اکتشافاتث نفتی در کل دنیا را برای من بفرستید.
موفق باشید

  ناشناس wrote @

خوب بود اگر مطالب بیشتر بود

  الناز wrote @

اگه خواستي درباره ي فوتبال صنعت بنويسي لطف كن ننويس چون فقط پرسپوليس. حالا دور از فوتبال مطالبت خوب بود

  محدثه wrote @

خوب نبود.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: