دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

يک فقره راپورت

همسر محترم ديروز از فرنگ- بخوانيد کيش- برگشت. مقدار متنابهي سياه بمبولي شده که نزديک بود در فرودگاه با آفريقائي ها اشتباه بگيرمش. با يک ساک رفت و با دو چمدان و اندي برگشت. بماند که در آنها چيز زيادي براي خودش نخريده بود چمدان‌ها را که گشود، مي‌گفت اين مال مادرم، اين مال پدرم، اين مال همسر، اين مال خواهرم، اين مال همسرم، اين مال خواهرم، همسرم، خواهرم، همسرم، همسرم، خواهرم… اينم مال خودم! حسابي خجالت کشيدم، يادم آمد از سفر خارج- بخوانيد عراق- که آمدم برايش يک شلوار لي آوردم که آنهم از نابلدي من مردانه بود و مالکش خودم شدم.

ديشب هم به افتخار نمي‌دانم کي، رفتيم منزل پسر عموي همسر و خواهر زن محترم هم کلي با شرط و شروط که من را زود برگردانيد درس دارم و پروژه و از اين حرفها قدم رنجه فرمودند همراهمان آمدند. بماند که ما يک ساعتي زودتر از ايشان برگشتيم و بي خيال هر چي پروژه هست شد. اين‌هم از آن جاذبه‌هاي مهماني‌هاي شبه خانوادگي.

پسر عموي نخبه همسر را هم باز ديديم و باز هم با غذاهاي سرشار از روغن زيتون خوش قيافه مورد مرحمت قرار گرفتيم. بحثکي هم در گرفت ميانمان اندر فوائد و مضرات سيگار که اينجانب چون هنوز هم‌قد سيگار نشده‌ام در باب مضراتش داد سخن دادم و منبر را هم حتي زوري به ديگري و به موافقان سيگار وا‌گذار نکردم. اين پسر عموي » تينيو» همسر هم موجود نازنيني است با آن هيکل ديو مانندش. از اين سبيل‌هاي قوبلاي‌خاني هم گذاشته بود به محض وارد شدن اندکي از آن جمع تا دروازه‌هاي قالب تهي‌کردن رفتند. بماند که قلبش اندازه گنجشک است طفلي!

راپورت پنج روز مجردي را اگر بخواهم بدهم به شرح زير مي‌شود:

1- مقدار متنابهي غذا که همه در خانه مادر زن- بخوانيد رستوران ما- در محيطي دلپذير با همراهاني بي‌نظير صرف شد.

2- يک وعده شام خوشمزه در کنار يک خانواده با محبت و گرم در باغ با صفائي به نام آلوچه.

3- موارد عديده بحث و صحبت و حرف و حديث و احيانا غيبت با خواهر زن نازنين سرزنده.

4- يک شيشه شکسته ماشين، يک داشبورد کنده شده و يک ضبط دزديده شده خراب – آخي طفلي آقا دزده به کاهدون زده-

5- لعنت بسيار زياد بر اين تکنولوژي که ضبط دزديده شده 206 سبب مي‌شود ماشين ديگر روشن نشود و بايد پدر زن گرامي را از خواب نصف شبي بيندازي تا بکسلي تاريخي انجام گرفته و تا چند روز وجدان درد داشته باشي.

6- دلتنگي‌هاي بسيار که با آمدن همسر شکر خدا در حال مرتفع شدن است.

7- خر‌حمالي در کار و بار

8- انواع ريخت و پاش در خانه از پازل روي زمين ولو و کمد ‌هاي در باز تا لباس‌هاي آماده شست و شو

9- يک عدد مزاحمت شبانه تا ظهر فردا خانه پسر عموي محترم همسر

پي نوشت: آقا اين برزيل حالي دادهااااا….. اينو ببينيد

Advertisements

5 دیدگاه»

  آلوچه خانوم wrote @

وای راستشو بگو در خونه زیر پونز که اینطوری نشد. تو رو خدا بگو فقط میخواهیم بدونیم .

  آلوچه خانوم wrote @

منظورم دزدی ضبط ماشینه ها !

  deraak wrote @

نه بابا اونجا نبود

  احسان wrote @

اما یک چیزی یی هو ( بخوانید یک هو ) یادم آمد.
در یک روز پنجشنبه گرم تابستان که مشغول کار ( به قول دراک خر حمالی) بودم اتفاقی افتاد . . .
که می خواستم بنویسم و نشد.

  عمو اروند wrote @

اولن که منزل مبارک!
این جا نوشته‌هایت بهتر جلوه می‌کند و از راست به چپ نمایش داده می‌شود.
ثانیا بنده سراپا تقصیر نمی‌دانم چرا فکر می‌کنم شما خانم هستید. حالا چرا نمی‌دانم. فرقی هم نمی‌کند چون من به تساوی زن و مرد سخت اعتقاد دارم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: