دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

حق مسلم؟؟

  1. در شهری بودم به اجبار روزگار. شهری کوچک با مردمانی مثل خیلی از مردمان دیگر شهرهای کوچک.

بانکی جدید بود آن حوالی یافتمش برای کاری. وارد که شدم بانک تقریبا خالی بود. پیر مردی پشت باجه دفتر چه در دست بود و تا مرا دید به من گفت شما بفرمائید تعارفی رد و بدل شد و او مصمم که من اول انجام دهم و حرفش بیش از تعارف بود. اطاعت کردم و پس از انجام کارم قصد خروج داشتم که آب سرد کنی نظرم را در آن گرما جلب کرد و برگشتم به سمت آن آب خنک و شنیدم که پیر مرد دفترچه اش را داد و گفت که دوهزار تومانش را بدهید و هزار تومانش بماند. و بانکی گفت این دفتر چه قدیمی است الان باید پنج هزار تومان تهش بماند باید ببندی و همه را بگیری و او جواب داد باشد و زیر لب گفت یا امیر المومنین به دادمان برس.

2….

3….

4.داشتیم میآمدیم همین چند روز پیش از سر کار به سمت خانه به درخواست همسر روبروی میوه فروشی ایستادیم. من برای خرید به داخل سوپر رفتم و همسر به میوه فروشی. همدگر را در ماشین دیدیم. همسر همسر قبل از خرید نبود به هم ریخته و مغموم . پیر زنی دیده بوذپد با بچه ای کوچک که در میوه های گندیده دور ریخته شده میوه فروشی دنبال میوه می گشته. سیبی بر زمین افتاده را یواش بر می دارد و سریع دست دخترک را کشیده می رود آن سوتر آن را به دختر می دهد.

هر چه گشتیم بیابیمش نیافتیم. آن شب هیچ چیز از گلویمان پائین نرفت.حتی اگر پیدایش می کردیم و به او می دادیم از میوه هایمان باز چه می شد مگر چه باری از روی دوشش می توانستیم برداریم؟ و یا چه تعداد از اینان را می توان رسیدگی کرد؟راهش چیست؟ که باید به این فکر ها باشد؟

ولش کنیم حق مسلم را عشق است.حق مسلم من، تو، یا آن پیر زن شایدم آن پیر مرد؟

Advertisements

3 دیدگاه»

  هومان wrote @

سلام
چند سال پیش در نارمک یا تهرانپارس شخصی یک کیسه بادمجان را از مغازهای دزدیده بود!
که دادگاه او را محکوم به زندان کرد!
هیچ کس به دنبال عتلت ان دزدی نرفت.
من سالهاست که در این شهرهای کوچک زنانی و مردانی را میبینم که در بیبانهای اطراف به جمع اوری زباله های قابل بازیافت میگردند
وقتی که گرمای شدید آفتاب بر فرق سرشان میتابد روشنی آفتاب را از یاد میبرند
درصد کمی از انها معتادند !
اما فقر حرف اول را میزند
که این فقر حتی در انتخابات هم حرف اول را میزند
که این فقر در امنیت اجتماعی هم چنین است
در بعد فرهنگ نیز…
فقر تصمیم میگیرد که چگونه باید حکومت کرد
چگونه زندگی کرد
چگونه عمل کرد
آری
برادر
شما یکبار میبینید !
و منقلب میشوید
ما هر روز میبینیمو ارزوی انقلاب داریم!
خیلی ها اصلا» نمیبینند اما یک روز منقلب شدن را در همه ابعاد خواهند دید.!
هومان

  deraak wrote @

اگر به شماره‌ها توجه کني مي‌بيني يکبار نديده ايم

  احسان wrote @

درود!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: