دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

ارمغان سفر1

اگر بخواهم از سفر سه روزم ارمغاني بدهم يا تحفه‌اي چند ترانه از محسن نامجو خواهد بود دوتايش را مي‌گذارم:

1.

ببين ديازپام ده خورانده‌اند!

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (4)

از سه راه آذري گذر
از حدود سروري گذر
از پياز و جعفري گذر
از شراب خانگي گذر
از سه راه آذري گذر

ز کار و بار و يار و دل بر گذر (2)

دود سيگار را بگير به عرش رو
فرش زير پاي را فروش ز سر ز همسر گذر
ز مادر گذر زما زما زما در گذر

دود سيگار را ببين برو بمير
زير پاي را ببين زجان گذر
زجان ز خانمان گذر

عر بزن کوبه‌ي سفالي‌ات
بر در بزن گشوده شد چو در ز در گذر

ز کار و بار و يار و حال و فال و دلبر گذر (2)

جسم خود سه راه آذري ببر
برون نيا شمال شهر را بکُش بکَش
به دشت آمپول و ساقيان و در گذر

ز سر ز همسر ز مادر گذر

تيغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران
بر آزردگي خود کمانچه بگذران
زجان گذر زجان ز خانمان ز جان زجان ز خانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)

ببين چگونه جان مشوش است عدد بده
ببين شهيد شد برادرت عدد بده
ببين که نيستي عدد نود بده ز صد گذر

ببين ببين ببين ببين ببين ببين ببين (2)

دلت به انتظار چشمهاست عدد بده
دلت به انتظار چشمهاست
ببين جهان چگونه کرده است راست

نرو به زير کار و بار دلبران گران
نرو نرو نرو به زير کار و بار دلبران گران
خزان شدي و سست و زرد از کران تا کران
دلت چه شد دلت چه شد
به باد رفت تمام ايده ها و آرزو ز ياد رفت

چست و چابکي چنين که خشم در دهي
ز جان گذر زجان زخانمان گذر

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)

برو ونک به گوشه‌اي نشين و ساز زن
برو چنان به زير آواز زن

دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر
دد بشو دد بشو دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر

تيغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران
بر آزردگي خود کمانچه بگذران

ببين ببين ببين ببين ببين ببين ببين (3)

ببين ديازپام ده خورانده‌اند خلق را
ببين چگونه کرده‌اند مد رياي دلق را
ببين چگونه بشکنند جاي شيشه طلق را
ببين چگونه پول مي دهيم نفت و آب و برق را
ببين احاطه کرده است عدد فکر خلق را

مچاله شو به جوي آب شو روان عدد بده
زباله شو به گوشه اي غمين هزارساله شو عدد بده

اين قرار عاشقانه را عدد بده
شور و حال عارفانه را عدد بده

رو جهان بيکرانه را سند بزن
روي رود روي رود روي رود روي رود تشنگي‌ات سد بزن

عدد عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده (4)

چه مانده است در برت فقط نداي ماندولين
چه مانده است در کفت فقط سرنگ انسولين
انسولين و واسکازين و وازلين و واجبين و جالبين و زاهدين و صاحبين و مومنين

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)

آي مرد سامري خفن شدي
در سه راه آذري کفن شدي
اي نماد بي‌کسي ز پيچ و تاب اين زمانه
چون چلانده‌اند و تو رسن شدي

گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (4)

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: