دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

روزي روزگاري

زمان: امروز

مكان: تهران خيابان ميرداماد

تجمع چند هزار نفري رفت و آمد ماشينها را سخت كرده است. تجمع مقابل ساختمان مديريت دانشگاه خواجه نصير است. پلاكارد زردي به چشم مي خورد. » اين تجمع در اعتراض به مشكلات صنفي ماست»

يادم مي آيد:

زمان: چند سال پيش

مكان: دانشگاه – شهرستاني از ايران

تجمع اعتراضي ساعت هشت شب. » گودرزي برو بيرون, شريف برو بيرون». اخراج اساتيدي را فرياد مي زديم كه خيلي هايمان نديده بوديمش تا آن موقع. شنيده بوديم «چنين است و چنان است. گرگي است واسه خودش»

سعي در آرامشمان داشتند استادي نه چندان محبوب, ماموري كوتاه قد و دراز دست. كسي از ميان جمعيت نقل قولي كرد: » كنكور ورودي اينجا را به سيفوني تشبيه كرده» . حمله شد به ساختمان اداري. زرنگي در ها را رويمان بست.

گفتند اخراج شدند . هورا گويان و سرمست پيروزي برگشتيم. ساعت دوازده شب بود.

هردو استاد ماندند و ما سالهاي بعد دعا مي كرديم كه درسهايمان با آنان ارايه شود.

زمان: پنج شش سال پس از صحنه قبلي

مكان: دانشگاه- تهران پايتخت ايران

درهاي خروج و ورود بسته. درون دانشگاه گرد هم ايم, خبري بين ما دهان به دهان و با خشم مي گردد» رييس دانشگاهمان را به اسارت گرفتند. گروگان گيران نه چندان مستقل او را به مكاني نامعلوم در بيرون دانشگاه برده اند با ضرب و شتم».

شنيديم هدف برخورد با رييس يك دانشگاه نبوده هدف برخورد با روشي بود كه آن موقع سعي مي كرد رياست دانشگاه را ز انتصاب دولت بودن به انتخابي بودن تغيير دهد. دكتر صالحي گروگان, اولين و شايد آخرين رييس دانشگاه انتخابي بود.

همه سردرگم بودند. از كه بخواهيم؟ چه بخواهيم؟ بر ضد كه شعار دهيم؟ …

زمان: چند ماهي پس از صحنه قبلي

همان مكان

سيد بالاي صندلي بود روبروي دفتر تعطيل شدشان. از خستگي مي گفت از خسته شدن از رنج ها و راه ها از گوشت دم توپ شدن ها. از اتفاقاتي كه بر سرشان آمد اما قهرمانشان هيچ نگفت . قهرمانش را ممد خالي بند ناميد و باز ناليد. از باختن گفت و از….

با سيد گفتگو كردم پس از مراسم. گفتمش به راستي بازنده مي داني خود را. از نپرداختن و غافل شدن از آسيب شناسي خود گفت. از آن همه هزينه داده شده.

آن روز روز دفاع از پايان نامه اش بود.

زمان: امروز

مكان: يك جايي در تهران. چه فرقي مي كند؟

روزنامه هم ميهن را ديدم. بزرگي در لابه لاي صفحاتش گفته بود تحكيم وحدت يا شايد گفته بود دانشجويان, دچار خود بزرگ بيني شدند.

Advertisements

3 دیدگاه»

  روشن و تاریک wrote @

درباره ی صحنه ی دوم (دانشگاهی در شهرستان) من هم تجربه ی این جوری جو زدگی ها رو دارم. یک جور انرژی که همه به هم القا می کنند و فقط خدا می دونه که چه کارایی ازش ساختست.

  هومان wrote @

اعتراضات ان روزها نه با اشخاص بود گرچه به افراد بود اعتراض به مجموعه ای بود که هرکس به نوعی ناراضی بود
اما این نارضایتی جایی زمانی بهانه ای میخواست
که همه حوادث ناکوار در اثر تجمع همین نارضایتی ها و انفجار خواسته های نا همگون ناشی میشود
دوست عزیز قضاوت در مقایسه اعتراضات بدون توجه به مکان امکانات خبرگزاری ها خفقان ها و … چندان منطقی به نظر نمیرسد جایی که حتی شما نام این شهر را در مقابل تهران شهرستان مینامیداعتراضات اینچنینی بسیار قابل تامل است.
هومان

  احسان wrote @

اعتراض، دلیل ها، روش ها و شرایط گوناگونی دارد. فکر می کنم خیلی ها زمانی که به میان سالی می رسند و به رفتارهای گذشته خود می نگرند، بسیاری از آن رفتارها را رادیکالی می دانند، اما می گویند شرایط ایجاب می کرد!
به هر حال آن چه که در تحلیل رویدادها مهم است، توجه به ظرف زمانی اتفاق است.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: