دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

بایگانیِ علمي

خون بازي چهار به بازار آمد- شيشه

ميخواستم در این خون بازی ها را بسته نگه دارم اما اینقدر مخاطب دارد که پربیننده ترین پست من همان پست کراک است. در آن پست يک کامنت بود به اين مضمون که مي‌خواستم امروز به تشويق دوستم بروم کراک بکشم و خدا پدرت را بيامرزد اينجا را خواندم و منصرف شدم. اين بود که به خودم گفتم در باره شيشه هم که اين روزها نقل و نبات دارد مي‌شود يک مطلب بگذارم. پس اين دنباله‌اي است بر کراک، ماري جوانا و حشيش.حتي اگر يک نفر را باز دارد ارزشش را دارد.اين کمترين کاريست که مي‌توان کرد…

کریستال دى متامفتامین هیدروکلرید یا به زبان عامیانه کریستال یک ماده قدرتمند، اعتیادآور، مخدر محرک و به شکل ترکیبى و مصنوعى است. کریستال به شکل بزرگ و شفاف و مانند کریستال هاى واقعى و به رنگ هاى صورتى، آبى و سبز یافت مى شود. این ماده همچنین در خیابان به اسامى “مت”، “تینا” و در بعضى مواقع “آیس” و “شیشه” شناخته شده است. افرادى که در کارنامه خود به دنبال تنوع هستند رو به این ماده مى آورند. کریستال اغلب به صورت تفریحى در مهمانى ها و براى بالابردن و وسعت دادن به لذات جنسى و در بعضى موارد براى بیدار ماندن مصرف مى شود.

مانند دیگر انواع متامفتامین ها، کریستال معمولاً به شکل هاى سیگارت، بلعیدنى، مایع خوراکى یا تزریقى و در موارد نادر حتى به صورت شیاف مقعدى استعمال مى شود. کریستال به شکل سیگارت یا تزریقى با شروع و حمله سریع تر بدن آثار تخریب کننده ترى دارد ولى متاسفانه استفاده از نوع سیگار و تنفسى شایع تر است.

کریستال یا شیشه محرک بسیار قوى است که فعالیت هاى مرکزى سیستم عصبى را سرعت مى دهد. اگرچه گزارش کمى از مرگ و میر ناشى از استعمال مستقیم کریستال شده است ولى باید این نکته را مورد توجه قرار داد که این ماده بسیار اعتیادآور و نسبت به دیگر آمفتامین هاى دیگر از نظر اجتماعى، عاطفى، روانى و حتى تحرکى آسیب بیشترى به فرد وارد مى کند.
در بیمارانى که کریستال را به عنوان آمفتامین براى تحمل درد استفاده مى کنند علایم مشابهى با بیماران روانى پارانوئیدى و جنون جوانى مشاهده مى شود.
گاهى اوقات افرادى که به استعمال ماده تن در داده اند کریستال را به عنوان آمفتامین (مسکن) مصرف مى کنند. اگر فردى یک بار کریستال را به عنوان مسکن روانى تجربه کند به تجربه مجدد آن علاقه مند مى شود و کم کم به سوى این ماده کشانده مى شود.
استفاده دوز بالاى کریستال مى تواند موجب آسیب مهلک در رگ هاى مغزى و در نهایت مرگ شود دیگر تاثیرات فیزیکى معمول ناشى از استعمال کریستال شامل: خشکى دهان، افزایش سرعت تنفس، سردردهاى طاقت فرسا، حالت تهوع، تعرق بیش از اندازه بدن، سرگیجه، بالارفتن فشارخون، بالارفتن حرارت بدن ، تپش قلب، خشکى، سوزش و ترک لب ها، بزرگ شدن مردمک چشم، سیاهى رفتن چشم، لرزش دست ها و انگشتان مى شود. استعمال کریستال روى رفتار شخص نیز تاثیر مى گذارد: افزایش حرکت هاى فیزیکى، نوعى حالت سرخوشى ، ناآرامى، اضطراب و دلواپسى، پرخاشگرى، خشونت و رفتار خصمانه، بیخوابى شدید، حمله هاى ناگهانى هراس و اضطراب پارانویا (جنون سوءظن) همراه با توهم، نشاط و دلخوشى بیش از حد، پرچانگى، تکرار حرف ها و کارهاى ساده، تغییر ناگهانى در رفتار و گفتار و اختلال در درک،اختلال و بى نظمى در وظایف کلیه و ریه، بى اشتهایى و در نتیجه سوء تغذیه و کم وزنى مفرط ،عوارض قلبى. (حمله قلبى و نارسایى قلب به دلیل استعمال زیاد)

استعمال کریستال با استفاده از پیپ یا به شکل سیگارت موجب سوزاندن و بریدن لب ها مى شود که احتمال سرایت انواع ویروس ها از جمله هپاتیت C را افزایش مى دهد. فضاى استعمال کریستال تزریقى نیز در احتمال آلودگى به هپاتیت C و ایدز موثر است به خصوص اگر سوزن، سرنگ و دیگر تجهیزات تزریقى (قاشق، صافى، شریان بند) مشترکاً استفاده شود.

با توجه به ماهیت وابسته کننده این ماده فرد از لحاظ روانى و فیزیکى به آسانى به آن وابسته مى شود. شخصى که از نظر روانى به کریستال وابسته شود بیش از هر چیزى در زندگى طالب آن مى شود. وقتى که بدن فرد با مخدرها سازگارى پیدا مى کند وابستگى فیزیکى اتفاق مى افتد و در این وضعیت فرد تدریجاً به عملکرد مواد مخدر در سیستم بدن عادت مى کند. بالارفتن سریع قدرت تحمل و وابستگى نسبت به کریستال و مصرف دوز بالاى این ماده براى رسیدن به تاثیر مطلوب از دلایل معمول مصرف عنوان شده است. حالت و حس آرامش و خلسه بى نهایتى که به دنبال مصرف متامفتامین ها در فرد ظهور پیدا مى کند اغلب موجب بروز میل بیش از حدى براى استفاده بیشتر از این ماده در شخص مى شود.

پس از مصرف کریستال، رانندگى کردن بسیار خطرناک است، رانندگانى که تحت نفوذ و تاثیر این ماده هستند بیشتر مایل هستند که ریسک کنند. وقتى تاثیر این مخدر به تدریج از بین مى رود فرد دچار خستگى و گرفتگى شدید مى شود که این احتمال خطر را در رانندگى زیاد مى کند.

شیشه یا کریستال ایرانی اولین ماده مخدر مرگ‌آور کشور است
کریستال یا شیشه ماده اعتیادآوری است که شیوع مصرف آن در ایران به عنوان یک ماده محرک از حدود شش سال پیش و ورود این ماده به ایران به وسیله قاچاق آغاز شد، اما متاسفانه با گسترش تولید داخلی و اضافه کردن هروئین به ترکیبات این ماده، علاوه بر افزایش مصرف در بین جوانان، تخریبات جسمی آن نیز در کنار آسیب‌های روانی مصرف، به شدت افزایش یافت، به گونه‌ای که این ماده در حال حاضر با ترکیب “هروئین زیاد و مت آمفتامین کم” و با ایجاد بیش از 90 درصد آسیب جسمی، اولین ماده مخدر مرگ آور در کشور و در تمام دنیاست.
با توجه به هزینه بالای تهیه “شیشه” با ترکیب مت آمفتامین و به عنوان داروی محرک، افزودن هروئین به ترکیبات این ماده در ایران صورت می گیرد که از این طریق علاوه بر عوارض مت آمفتامین یعنی تحرک زیاد، کاهش خواب، افزایش انرژی، پرخاشگری و پرحرفی، پیری زودرس، تضعیف سیستم ایمنی بدن و در صورت مصرف طولانی، جنون، عوارض جسمی دیگری از جمله وابستگی و اعتیاد شدید به هروئین نیز به آن اضافه شد.

خون بازي 3- کراک

فکر کنم در اين خون بازي‌ها را ببنديم بهتر است اين کار را هم با معرفي کراک انجام مي‌دهم:

كراك

كراك براي اولين بار از كوكائين تهيه و در اواخر تابستان و اوايل پاييز سال 1985 ميلادي وارد بازار شهر نيويورك شد.

كراك خطرناك‌ترين ماده اعتيادآوري است كه تاكنون به بازار آمده است. اين ماده به حدي وابستگي‌آور است كه يك بار مصرف آن فرد را معتاد مي‌سازد. اوج شيوع كراك در دهه 1980 بود. كراك ارزانتر از پودر كوكائين بود و به‌طور گسترده در دسترس مردم، خصوصاً افراد فقير قرار گرفت. كشيدن كراك عامل اصلي شيوع آن مي‌باشد.

كراك چيست؟

معمولاً با انجام فعل و انفعالات شيميايي كوكائين را freebase مي‌كنند. اين بدين معني است كه كوكائين هيدروكلرايد را به كوكائين خالص تبديل مي‌سازند. اين كوكائين خالص نسبت به حرارت مقاوم بوده و مي‌تواند از راه دود كردن هم مصرف شود. به اين ماده اصطلاحاً كراك گفته مي‌شود.

نحوه مصرف

كراك غالباً در پيپ‌هاي شيشه‌اي دود مي‌شود. براي معتاد شدن به كراك فقط چند پيپ كفايت مي‌كند.

علائم مصرف

كراك خيلي سريع جذب ريه گشته و به‌سرعت به مغز مي‌رسد. پس از مصرف كراك حالت تهاجمي به فرد دست داده، و ادامه مصرف آن باعث بزرگ شدن قلب و افزايش فشارخون ـ بسيار شديدتر از كوكائين ـ مي‌گردد. به دليل آثار سريع تدخين و رسيدن سريع ماده به مغز به دنبال مصرف كراك، علايم بلافاصله ظاهر مي‌شود، اما در عرض 12 دقيقه تحليل مي‌رود.

عوارض مصرف

مصرف كننده كراك چه آن را از طريق استنشاق استعمال كند چه از راه كشيدن با پيپ، ديگر نمي‌تواند از مصرف آن خودداري كند و پي‌درپي استفاده خود را بالاتر مي‌برد. اصولاً فردي كه كراك مصرف مي‌كند، ديگر بر خود تسلط ندارد و گويا خودي خود را گم كرده است.

اما در هر حال مصرف مداوم كراك به سردرد و پرش‌هاي عصبي ـ عضلاني، پرخوني، تورم، خونريزي و زخم مخاط بيني، سوراخ شدن تيغه مياني بيني، كاهش وزن، عوارض قلبي، مشكلات عروق مغز، تشنج و در نهايت مرگ در اثر مصرف مقدار زياد كراك منجر مي‌شود.

نكات

● اسامي خياباني كراك عبارتند از كراك، راك، باس و راكس.

● كراك به دليل گران بودن و دسترسي نادر آن در ايران چندان شايع نيست.

● آنچه كه در ايران با عنوان كراك مصرف مي‌شود، معمولاً هروئين خالص است كه به نام كراك توزيع مي‌شود.

كراك ايراني

ماده‌اي كه امروزه در كشور ما به عنوان كراك عرضه مي‌شود ماده جديدي است كه هيچ شباهتي به كراك بدست آمده از كوكايين ندارد . شكل ظاهري اين ماده كلوخي شكل ، كرم رنگ و داراي پرزهايي شبيه پشمك مي‌باشد

اين ماده از تركيب هرويين، قرص‌هاي روان گردان و مواد شيميايي و اسيدي ناشناخته ساخته شده است، طوري كه به آن شيره هرويين هم گفته مي‌شود . خواص اين كراك شبيه مواد افيوني از خانواده ترياك و هرويين است اما با اين تفاوت كه به مراتب قوي‌تر و خطرناك‌تر از مواد فوق بوده و اعتياد بسيار شديد و وحشتناك‌تري را به دنبال دارد. . اين کراک توسط مافیای روسیه تولید و درایران پخش میشود .

نحوه مصرف

روش مصرف كراك شبيه ترياك به صورت تدخين همراه با سنجاق و سوزني كه جايگزين سيخ و سنجاق شده است، مي‌باشد. يكي از دلايل مهم شيوع مصرف اين ماده مخدر، مصرف راحت ، بي بو و سريع‌الاثر بودن آن است و مهمتر از همه اينكه فروشندگان این ماده مدعي هستند كه» مصرف اين ماده اعتيادي به همراه ندارد»؟!

عوارض مصرف

عوارض مصرف كراك علاوه بر نشئگي شامل سرخوشي، احساس آرامش ، چرت زدن شديد و عرق كردن است. حالت خماري كراك علاوه بر عوارض خماري ترياك و هرويين، عصباني بودن و پرخاشگري شديد، تهوع و استفراق را نيز به دنبال دارد. شخص مصرف كننده در اين حالت قابل كنترل نيست و رفتارهاي بسيار خطرناكي از او سر مي‌زند كه قابل پيش‌بيني هم نيست. چنين فردي معمولاً از نزديك‌ترين فرد خانواده گرفته تا فروشنده مواد مخدر و يا مأموران پليس و يا به هركس ديگري حمله‌ور مي‌شود.

این کراک شدیدا فرد مصرف کننده را دچار خواب آلودگی یا به اصطلاح خودمانی «چرت» میکند . مصرف مداوم این ماده مخدر در کوتاه مدت (مدت یکسال ) اثرات مخرب جبران ناپذیری در بدن فرد مصرف کننده اعم از عفونت اجزای داخلی بدن , پوسیدگی دندانها , سرطان حنجره و ریه , نابودی ریه و کبد ایجاد میکند . بطور کلی تمام اجزائیکه در تماس مستقیم با دود کراک هستند ذره ذره نابود شده و می پوسند . در برخی موارد دیده شده که در مصرف کنندگانی که طولانی مدت از این مواد استفاده میکنند , میزان عفونت بدن به قدری است که اجزای بدن از هم جدا میشوند و گوشت زیر پوست دچار عفوت شده و به اصطلاح کرم میگذارد . گفته میشود کسانی را که در اثر مصرف کراک می میرند در هنگام دفن غسل نمی دهند چون در هنگام شستشو اجزای بدن از هم جدا میشوند .

نكات آخر

● تخريبي را كه ترياك در طي ده‌ها سال براي مصرف كننده خود به وجود مي‌آورد، كراك در طول چند ماه ايجاد مي كند و حتي بيشتر.

مصرف كننده كراك با چند دود يا پك به اوج نشئگي مي‌رسد و به همين خاطر به آن 1 ، 2 ، 3 هم مي‌گويند

● فرد وابسته به تریاک می‌تواند سال‌ها زنده بماند و در کنار مصرف زندگی عادی خود را نیز داشته باشد. حتی وابستگان به هروئین اگر وادار به تزریق نشوند، می‌توانند10تا 20 سال زنده بمانند و شاید هم بیشتر. اما شخصي که 3ماه بعد از مصرف کراک تا سی کیلو از وزن بدنش کم می‌شود آیا مي تواند بیش از 2 سال زنده ‌بماند ؟

● فرد وابسته به کراک در پایان اولین سال مصرف خود حداقل کبد و طحالش را از دست خواهد داد. اين شخص هرگز نمی‌تواند بیش از یک ماه زندگی عادی داشته باشد. پس از یک ماه یا نشئه و خمار و يا در حال درد کشیدن است.. پس از گذشت 6 ماه، مصرف زياد كراك نه تنها نشئگي را برطرف نمي كند، بلكه تنها براي آرام ساختن درد فرد به كار مي رود.درواقع اين آخرین ماه‌های عمر یک فرد وابسته به کراک است و متاسفانه بسياري از اين افراد قبل از رسیدن به این مرحله می‌میرند

· کراک بدلیل نداشتن بو و سهولت استفاده نسبت به سایر مواد مخدر متاسفانه باعث جذب مصرف کنندگان سایر مواد مانند تریاک گردیده است . مصرف کراک به قدری آسان است که فرد در مدت 5 دقیقه حتی در دستشوئی و با استفاده از فندک و نی یا لوله و سنجاق می تواند آنرا مصرف نماید .

2-ماري جوانا

پيش نوشت:

پس از صحبت با عزيزي درباره مواد مخدر و سبک و سنگين بودن آن‌ها تصميم گرفتم چند پست از منابع کاملا معتبر و علمي که در انتها مي‌اورم تحقيق و جمع‌آوري کرده و اينجا بگذارم.

تاريخچه

ماري‌جوانا فراورده برگ‌هاي گياه شاهدانه است. البته معلوم نيست كه اين گياه از كجا سرچشمه گرفته است، ولي احتمالاً محل اوليه آن را جايي در آسياي مركزي مي‌دانند. مصرف گياه شاهدانه در جوامع انساني به زمان‌هاي بسيار قديم باز مي‌گردد. اين گياه به‌عنوان يك گياه شادي‌آور در حدود 6000 سال قبل در چين مصرف مي‌شده است. در باختر زمين، گياه شاهدانه را به‌خاطر خواص دارويي پرورش مي‌دادند و از الياف آن براي ساختن طناب استفاده مي‌كردند. در قرن نوزدهم، پزشكان اروپايي اين گياه را براي تحريك اشتها، كاهش تشنج و درمان بيماري‌هايي چون ميگرن، آسم و قاعدگي دردناك سودمند مي‌دانستند. شواهد تاريخي نشان مي‌دهد كه كارگران مكزيكي در آمريكا در اوايل قرن بيستم ماري‌جوانا را به‌صورت تفريحي مصرف مي‌كرده‌اند.

ماري‌جوانا چيست؟

ماري‌جوانا بيشتر از قسمت‌هاي فوقاني برگ‌ها، گل و تخمك‌هاي شكفته شده بوته شاهدانه جنس ماده كه بريده و خشك شده است، تهيه مي‌شود. عنصر روان‌گردان موجود در گياه شاهدانه دلتا ـ 9 ـ تتراهيدروكانابينول (THC است كه در رزين شاهدانه متمركز است. تمركز اين ماده در فراوده‌هاي مختلف اين گياه فرق مي‌كند (اين تمركز از 5/0 تا 11 درصد در نوسان است). در حقيقت ماري‌جوانا فراورده برگ‌ها و غنچه‌هاست و در رنگ‌هاي سبز متمايل به خاكستري و قهوه‌اي وجود دارد.

نحوه مصرف

ماري‌جوانا داراي بوي بسيار تندي است. چون ماري‌جوانا بسيار زبر است، براي پيچيدن آن از چندين دور كاغذهاي سفيد يا قهوه‌اي رنگ به نام ريفر استفاده مي‌شود و معمولاً به‌صورت دسته‌جمعي در محل‌هايي به نام «تي‌پاد» آن را تدخين مي‌كنند. اين سيگار به كندي مي‌سوزد و خيلي زود خاموش مي‌شود؛ به‌همين دليل معتادان با پك‌هاي سريع و دسته‌جمعي مانع خاموش شدن آن مي‌شوند و حتي براي استفاده كامل‌تر از اين سيگار، مصرف آن در اماكن سربسته صورت مي‌گيرد. برخي از افراد ماري‌جوانا را از طريق دهان مصرف مي‌كنند، به اين صورت كه آن را در شيريني‌جات يا كيك‌هاي شكلاتي مي‌پزند و ميل مي‌كنند.

علائم مصرف

در صورت كشيدن ماري‌جوانا آثار روان‌گردان اين دارو بعداز چند دقيقه آغاز مي‌شود و پس از سي دقيقه به اوج خود مي‌رسد. اگر ماري‌جوانا از راه دهان مصرف شود بدليل كند بودن جذب معدي ـ روده‌اي، تا 3-2 ساعت آثار اين دارو احساس نخواهد شد. اثر ماري‌جوانا به‌صورت كشيدني 2 تا 4 ساعت و در موارد خوردني 5 الي 12 ساعت به‌طول مي‌انجامد. THC موجود در ماري‌جوانا در چربي بدن حل شده و در آن ذخيره مي‌شود. به همين دليل THC حتي يك ماه پس از مصرف نيز در بدن باقي مي‌ماند.

ماري‌جوانا در عين حال كه موجب سرخوشي مي‌شود، هوشياري و خودآگاهي فرد را برهم زده و او را دچار تحريف ادراك، عدم هماهنگي و توازن، افزايش ضربان قلب، تنفس و گيجي مي‌كند. بعداز مصرف ماري‌جوانا مصرف كننده ممكن است از هم پاشيدگي زودگذري را نشان دهد. آن‌ها توانايي نگهداري اطلاعات را براي منظوري خاص از دست مي‌دهند. معمولاً زماني كه ماري‌جوانا در معاشرت با ديگران مصرف مي‌شود، افراد تمايل به پرحرفي و خنده‌هاي بيش از حد پيدا مي‌كنند و اين آثار تا چندين ساعت پايدار مي‌ماند. بعداز مصرف مقادير بسيار زياد THC، توهمات و احساسات پارانويا نيز در فرد ظاهر مي‌شود.

عوارض مصرف

معمولاً در مصرف كنندگان مزمن و مديد ماري‌جوانا عوارض بسياري پديد مي‌آيد كه از جمله آن‌ها مي‌توان به تحريف ادراك حسي، اختلال در درك زمان و مكان، افزايش حساسيت به صدا، افزايش تلقين‌پذيري، درك عميق‌تر از معاني اشياء، احساس قدرت بيش از حد، شوريدگي يا اغتشاش فكري اشاره كرد.

سرگرداني و توهمات از اثرات و خطرات عمده مصرف اين ماده است. معمولاً ميزان اختلالات عصبي و شخصيتي در افرادي كه مصرف ماري‌جوانا در آن‌ها بسيار بالاست بيش از افراد عادي است.

وابستگي، تحمل و ترك

تحمل نسبت به برخي از آثار ماري‌جوانا روي مي‌دهد و براي ايجاد اين تحمل مصرف مزمن ماري‌جوانا ضروري است. معمولاً نسبت به تأثير ماري‌جوانا بر ضربان قلب، آثار ذهني و آثار مخرب آن بر عملكردهاي شناختي و حركتي تحمل ايجاد مي‌شود.

با اين حال پس از توقف ناگهاني مصرف مزمن THC، نشانه‌هاي ترك چون تحريك‌پذيري، بيقراري، كاهش وزن، بي‌خوابي، رعشه و افزايش حرارت بدن اتفاق مي‌افتد. ماري‌جوانا وابستگي رواني نسبتاً خفيفي را نيز به دنبال دارد.

نكات

● اسامي خياباني رايج ماري‌جوانا (ماري‌جوان) Mary Jane ، (ويد) weed، (پوت) pot، (پاترس گراس) Potherbs Grass است.

● THC يكي از عناصر فعال در گياه شاهدانه است. اين ماده يك ماده قوي توهم‌زاست و اثرات شيميايي آن شباهت‌هايي به LSD دارد. اين اثرات عبارتند از تغيير در رفتار، اختلال در حس زمان و حواس بينايي، شنوايي و از خودبي‌خود شدن. با اين وجود شواهدي وجود دارد كه نشان مي‌دهد احتمالاً اين دو دارو از طريق مكانيسم‌هاي بيوشيميايي مختلفي عمل مي‌كنند و اثرات آن‌ها بر عملكردهاي مغزي متفاوت است. THC به ندرت در خيابان قابل دسترسي و خريد و فروش است و آنچه كه به‌عنوان THC فروخته مي‌شود، معمولاً PCP يا LSD است.

● ماري‌جوانا را دروازه ورود به مواد اعتيادآور قوي مي‌دانند.

● ماري‌جوانا علاوه بر يك ماده اعتيادآور سبك، يك ماده توهم‌زا نيز به حساب مي‌آيد.

● فرد جواني كه كشيدن ماري‌جوانا را به‌طور منظم شروع ‌كند، تغييرات چشم‌گيري در سبك زندگي، شخصيت و اهداف خود ايجاد خواهد كرد.

● استفاده از ماري‌جوانا با آغاز اسكيزوفرني و حملات پانيك در تعداد زيادي از افراد مرتبط است. درباره اينكه آيا ماري‌جوانا علت اين دو اختلال ذهني است يا نه، هنوز سؤالات بسياري بي پاسخ مانده‌اند. براي مثال، افرادي كه به اسكيزوفرني و حملات پانيك مستعد هستند، ممكن است جزء گروهي باشند كه ماري‌جوانا مصرف مي‌كنند.

● ماري‌جوانا به خاطر وجود گيرنده‌هاي زياد تتراهيدروكانابينول در يك قسمت از مغز به نام هيپوكامپ مي‌تواند عملكرد حافظه را كاهش دهد. هيپوكامپ از قديم به عنوان «مركز حافظه مغز» شناخته شده است.

● ● ماري‌جوانا در زبان عاميانه: بلانت: سيگارهاي توخالي كه آن را با ماري‌جوانا پر كرده و بسته‌بندي مي‌كنند. كولاس: جوانه گياه كانابيس كه به‌خاطر دارا بودن THC بيشتر، به مصرف مي‌رسد. حشيش: صمغ گياه كانابيس است، زماني كه آن را از عناصر گياهي جدا مي‌كنند.

● اثرات ماري‌جوانا در انسان‌ها از شخصي به شخص ديگر تغيير مي‌كند.اول به‌خاطر انتظار و پيش‌بيني مصرف كننده (set) و دوم محيطي كه ماده در آن مصرف مي‌شود (setting).

سوالات رايج درباره ماري‌جوانا

D آيا استفاده از يكي از مواد مثل ماري‌جوانا به استفاده از مواد ديگري مثل هروئين، آمفتامين يا كوكائين منجر مي‌شود؟ برخي از مطالعات نشان مي‌دهند كه اين مسأله حتي در حيوانات هم اتفاق مي‌افتد، اما اندازه‌گيري آن در انسان‌ها كار مشكلي است. البته سؤالات بسياري در اين زمينه وجود دارد كه هنوز پاسخي براي آن‌ها يافت نشده است: آيا افرادي كه ماري‌جوانا مصرف مي كنند، به‌خاطر تأثير آن در مغز به سمت استفاده از هروئين كشيده مي‌شوند؟ يا آنكه افرادي كه ماري‌جوانا مصرف مي‌كنند رفتارهاي پرخطر بيشتري دارند كه آن‌ها را به‌سمت مواد قوي‌تر سوق مي‌دهد؟ بايد مدت زماني سپري شود تا جنبه‌هاي علّي و اثري اين سؤالات از يكديگر تفكيك داده شود.

D ماري‌جوانا blunt چيست؟ بلانت يك نام خياباني براي ماري‌جوانا و سيگار تنباكو است. اين اصطلاح كه از نام فيليپ‌‌بلانت به‌دست آمده، نوعي سيگار است كه با مخلوطي از ماري‌جوانا و تنباكو مصرف مي‌شود.بلانت سلطنتي به عنوان سيگار طعم دار معطربا طعم سيب ترش،شكلات ، هندوانه، گيلاس سياه و كنياك در بازار موجود است. از آنجائيكه بلانت مي‌تواند مصرف‌كنندگان جوان تنباكو و ماري‌جوانا را جذب كند امروزه بسياري از فروشندگان در صدد تلاش براي توليد اين محصول هستند.

D ‌Weed چيست؟ Weed يكي از نام‌هاي خياباني براي ماري‌جوانا است. مواد مورد سوءمصرف، نام‌هاي خياباني زيادي دارند و مصرف‌‌كنندگان هر روز بر شمار آن مي‌افزايند. همچنين كشورهاي مختلف نام‌هاي متفاوتي براي مواد دارند. براي مثال متا‌آمفتامين قابل تدخين در آمريكا ICE يا يخ ناميده مي‌شود، در صورتي كه در نيوزيلند داروهاي مشابه تنها با P شناخته مي‌شوند.

D خبر بد؟ ماري‌جوانا هم اعتيادآور است.




1-حشيش

پس از صحبت با عزيزي درباره مواد مخدر و سبک و سنگين بودن آن‌ها تصميم گرفتم چند پست از منابع کاملا معتبر و علمي که در انتها مي‌اورم تحقيق و جمع‌آوري کرده و اينجا بگذارم.

حشيش / صمغ کشنده
شايع‌ترين ماده غيرقانوني در سراسر جهان از گياهي به نام شاهدانه هندي که شبيه به گزنه است به دست مي آيد. بخش هاي مختلف اين گياه حاوي مواد فعال بوده و بسته به محلي که مورد استفاده قرار مي گيرد قدرت هاي مختلفي دارد. حشيش صمغ چسبنده يي است که از اين گياه حاصل مي شود، آن را به صورت قالبي در مي آورند و به رنگ سبز خاکستري يا قهوه يي مايل به سبز ديده مي شود. حشيش معمولاً به صورت خشت پخته و در تکه هاي جامد مکعبي شکل فروخته مي شود. در نوع ناخالص حشيش، فضولات حيواني نيز با آن مخلوط مي شود که مصرف آن منجر به مسموميت خطرناکي مي شود. معمولا آن را خرد و ريز كرده و در پيپ و يا سيگارهايي كه با دست درست مي كنند، مي پيچند و با ماري جوانا يا توتون مصرف مي كنند. حشيش به صورت خشت پخته مي شود.

نامهاي خياباني آن (Pot, Smoke, grass, Hash) مي باشد. از نظر طبقه بندي فارماكولوژي، تضعيف كننده يا محرك سيستم اعصاب مركزي است.

روغن حشيش
روغن حشيش قوي ترين فرم اين ماده است. اين روغن غليظ، سبز تيره يا قهوه يي مايل به قرمز است که از تصفيه حشيش با يک ماده حلال ارگانيک به دست مي آيد. معمولاً اين روغن را به توتون داخل سيگار ماليده و به روش دود کردن مورد مصرف قرار مي دهند.

نحوه مصرف
شايع‌ترين روش مصرف حشيش تدخين است. معمولاً آن را خرد و ريز كرده، در پيپ يا سيگار‌هايي كه با دست درست كرده‌اند مي‌پيچند و با ماري‌جوانا يا توتون مصرف مي‌كنند. اين روش به joint يا سيگاري مشهور شده است. البته خوردن حشيش روش نامعمول‌تري است. گاهي نيز حشيش را در غذا، شيريني يا نوشابه ريخته و مي‌خورند.

علائم مصرف
الف- اثرات کوتاه مدت: اثرات حشيش بسته به مقدار و روش مصرف متفاوت است و به وضعيت جسماني، سلامت فرد، وزن، خلق وخو، درجه تحمل و غيره بستگي دارد. اثرات حشيش چند دقيقه پس از مصرف ظاهر شده و 2 تا 4 ساعت باقي مي ماند. البته اين در صورتي است که روش مصرف فرد تدخين باشد. در روش خوردن، از آنجايي که عمل هضم به کندي صورت مي گيرد، اثرات حشيش به تدريج و طولاني تر ظاهر مي شوند. در ادراکات بينايي و شنوايي او تحريف به وجود مي آيد. اشياي مجاور را بزرگ تر يا کوچک تر مي بيند، در خود احساس قدرت عجيب يافته و دست به اعمال وحشيانه و خشونت بار مي زند. اعتماد به نفس کاذب پيدا کرده و اشتهاي عجيبي در خوردن به خصوص در زمينه غذاهاي شيرين پيدا مي کند که اصطلاحاً به آن اشتهاي گاوي مي گويند و سرانجام فرد به خواب عميقي فرو مي رود.
ب – اثرات بلندمدت: تحقيقات نشان مي دهد که اثرات سوءمصرف حشيش در ميان جوانان و بزرگسالان حتمي است. از دست دادن انگيزه و علائق، آسيب حافظه و تمرکز، عدم قابليت در رانندگي، کاهش قواي ايمني بدن در برابر عفونت ها و بيماري ها، گيجي، سردرگمي، فقدان انرژي و غيره در اثر استفاده مرتب و مزمن حشيش روي مي دهند.
عوارض مصرف
از آثار جسماني مصرف حشيش خصوصاً در ميان مصرف کنندگان مزمن آن مي توان افزايش فشار خون، قرمز شدن چشم، اختلال در حافظه، تغيير در درک رنگ و صدا، بيماري هاي تنفسي مزمن، سرطان ريه، از بين رفتن سلول هاي مغزي، نازايي در زنان و عقيمي در مردان را نام برد.
آثار رواني آن نيز عبارتند از شنيدن صداهاي غيرواقعي، صحبت هاي نامربوط، خنده هاي بي دليل، کم شدن علاقه و بي انگيزه بودن براي زندگي )سندرم بي انگيزشي(، شغل و خانواده، توهم اغلب همراه با حالت پارانويايي خصوصاً در زمان مصرف زياد حشيش، اضطراب و افسردگي که در عرض چند دقيقه شروع شده و بسته به ميزان مصرف چند ساعت طول مي کشد، تندمزاجي، پرحرفي، بي قراري، احساس طردشدگي، ترس و وحشت.
وابستگي و ترک
در اثر مصرف حشيش وابستگي رواني و تحمل نسبت به آن ايجاد مي شود. نشانه هاي ترک آن شامل اضطراب، عصبانيت، از دست دادن اشتها، بي خوابي و بدخوابي است.

نكات آخر

● حشيش را در خيابان‌ها به نام بنگ، (جوينت) joint، (هَش) hash، (علف) grass، (اسموك) smoke، (پوت) potو سيگاري مي‌شناسند.

● از آنجائيكه حشيش در چربي بدن حل مي‌شود، تا 4 هفته پس از مصرف در ادرار قابل تشخيص است.

● دوز معمولي حشيش به مهارت‌هاي رانندگي لطمه مي‌زند و از اين‌رو رانندگي در حين مصرف حشيش بسيار خطرناك است. ماده THC در بدن افرادي كه تصادفات شديد رانندگي داشته و جراحات سختي برداشته‌اند، ديده شده است.

● فرد وابسته به حشيش را مي‌توان از روي سه علامت شناخت:

1- سفيدي چشم اين افراد در اثر مصرف حشيش قرمز مي‌شود.

2- معمولاً مدت‌ها به يك محل يا يك شيء خيره مي‌مانند.

3- در زمان نشئگي خنده‌هاي بي‌مورد و بي‌دليل سر مي‌دهند.

● كشيدن سيگار‌هاي مخلوط با حشيش و ماري‌جوانا آسيب شديدي به دستگاه تنفسي مي‌زند زيرا تار موجود در آن دوبرابر قوي‌تر از تار موجود در سيگارهاي معمولي است.

وصيت نامه داريوش کبير

چند روز پيش روزنامه هم ميهن وصيت نامه داريوش کبير را چاپ کرده بود. خواندنش انسان را بسيار شگفت زده مي‌کند انگار که نصيحتي به حاکمان امروز باشد. انسان متحير مي‌شود از بزرگي اين مرد.

اينک من از دنيا مي‌روم و 25 کشور جزو امپراتوري ايران است. در تمام اين کشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن کشورها داراي احترام هستند و مردم کشورها نيز در ايران محترمند.

جانشين من خشايارشاه بايد مثل من در حفظ اين کشورها بکوشد و راه نگهداري اين کشورها آن است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد.
صندوق ذخيره
اکنون که من از دنيا مي‌روم تو 12 کرور در‌يک زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان قدرت توست زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت است.

البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي. من نمي‌گويم که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن، بلکه قاعده اين زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد، پس پيوسته وسايل رضايت‌خاطرش را فراهم کن.
آينده‌نگري
10 سال است که من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را که از سنگ ساخته مي‌شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي‌شود حشرات در آن به‌وجود نمي‌آيند و غله در اين انبارها چند سال مي‌ماند بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اينکه همواره آذوقه دو يا سه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينکه غله جديد به‌دست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين کسري خواروبار از آن استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين‌ترتيب تو هرگز براي آذوقه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود.
باندبازي هرگز
هرگز دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است. چون اگر دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع كنند، نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي.
سازندگي
کانالي که من مي‌خواستم بين شط نيل و درياي سرخ به‌وجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد تو بايد آن کانال را به اتمام برساني و عوارض عبور کشتي‌ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي‌ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند.
اقتدار
اکنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو، نظم و امنيت برقرار کند، ولي فرصت نکردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني. با يک ارتش قدرتمند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبان فجايع را تنبيه کند.
دروغ هرگز
توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دو آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دورنما.
زورگويي هرگز
هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن و براي اينکه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات وضع کردم که تماس عمال ديوان با مردم را خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت.
تكريم نظاميان
افسران و سربازان ارتش را راضي نگهدار و با آنها بدرفتاري نکن. اگر با آنها بدرفتاري کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند. اما در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود که دست روي دست مي‌گذارند و تسليم مي‌شوند تا اينکه وسيله شکست خوردن تو را فراهم کنند.

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينکه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هرچه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو بااطمينان بيشتري مي‌تواني سلطنت کني.
دينداري و مدارا
همواره حامي کيش‌ يزدان‌پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي كند و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش که هرکس بايد آزاد باشد و از هر کيش که ميل دارد پيروي كند.
عبرت‌آموزي
بعد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم. بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که من خود فراهم کرده‌ام بر من به بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زماني که مي‌تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي، که من پدر تو پادشاهي مقتدر بودم و بر 25 کشور سلطنت مي‌کردم، مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد.

زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد، خواه پادشاه 25 کشور باشد خواه يک خارکن و هيچ‌کس در آن جهان باقي نخواهد ماند. اگر تو هر زمان که فرصت به‌دست مي‌آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا بتواند تابوت جسد تو را ببيند.
داوري بي‌طرف
زنهار زنهار، هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از کسي ادعايي داري موافقت کن يک قاضي بي‌طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند. زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد.
آباداني، عدالت، گذشت
هرگز از آباد کردن دست برندار. زيرا اگر از آباد کردن دست برداري کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا اين قاعده است که وقتي کشوري آباد نمي‌شود به طرف ويراني مي‌رود. در آباد کردن، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده.

عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته‌ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي به‌کار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگري خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني، ظلم کرده‌اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده‌اي.

بيش از اين چيزي نمي‌گويم، اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اينجا حاضر هستند، کردم تا اينکه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه‌ها را کرده‌ام. اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي‌کنم مرگم نزديک شده است.

پوپر

سِر کارل ریموند پوپر (۲۸ ژوئیه ۱۹۰۲۱۷ سپتامبر ۱۹۹۴ (میلادی))، فیلسوف اتریشی-انگلیسی و استاد مدرسهٔ اقتصاد لندن بود. وی از تاثیرگذارترین فیلسوفان علم در قرن بیستم شناخته می‌شود. بیشتر آثار او در زمینهٔ فلسفهٔ علم است؛ اما آثار او در فلسفهٔ اجتماعی و سیاسی نیز مورد توجه بسیار واقع گردیده‌است. شهرت اصلي پوپر به خاطر فلسفه سياسي او که در کتاب جامعهٔ باز و دشمنان آن تبيين شده مي‌باشد و يکي از بنيان‌هاي انديشه ليبراليسم به شمار مي‌رود و شايد نتوان تاثير گذارتر از پوپر در تبيين دموکراسي و ليبراليسم و لزوم آزادي فردي کسي را يافت.

وسوسه ايجاد جامعه اى يكسره عارى از نقص و كاستى و آكنده از بهروزى و كمال همواره فلسفه و فيلسوف سياست را مفتون خود كرده است؛ سوداى ساختن جامعه اى چنان بسامان كه در آن جز خير و نيكى مجال بروز نيابد و خورشيد سعادت، بى غروب بر فراز آن بتابد. اتوپيانيسم (ناكجاآبادگرايى) در معناى عام خود نظريه اى در باب عينيت بخشيدن به چنين وسوسه اى است و پوپر چون وجدان انديشه سياسى با تذكار مداوم مخاطراتى كه در پس ظاهر فريباى اين وسوسه نهفته است اهل سياست را از تسليم شدن بدان بازمى دارد. پوير خود را پيرو كانت مى دانست و دست كم از اين جهت حق داشت كه مى كوشيد مرزهاى حيطه عمل سياسى عقلانى را به تفكيك از خواهش هاى ناكجاآبادى آرمان گرايانه مشخص كند، همان طور كه كانت كوشيده بود قلمرو شناخت عينى را از تمايلات طبيعى عقل به مابعدالطبيعه تفكيك كند. البته كانت محتاط تر از آن بود كه تمايل عقل به برگذشتن از حدود تجربه را پاك بيهوده شمارد و ناديده انگارد. به نظر او اگر گرايشى طبيعى است پس لابد كاركرد مثبت يا به اصطلاح حكمتى در بردارد. كانت به چنين حكمتى قائل بود و آن را در نقش تنظيمى ايده هاى عقل در انتظام بخشيدن به تلاش هاى عقلانى ما براى تصاعد به سوى حقيقت مى جست. اما محافظه كارى پوپر به عكس، مانع از آن بود كه براى تمايل طبيعى آدمى به ايده اتوپيا حكمتى در نظر گيرد و آن را در نظريه سياسى خويش حتى به عنوان ايده اى نظام بخش در شمار آورد. در نظر او خطر خلط احتمالى كاركرد تنظيمى و تقويمى ايده جامعه آرمانى بيشتر از آن است كه بتوان براى آن چنين نقشى قائل شد. در حوزه شناخت شناسى چنين اشتباهى آنچنان كه كانت نشان داده است، به كاربرد نابجا و غيرمجاز مقولات فاهمه مى انجامد و حاصل آن ياوه گويى هاى ملال آور متافيزيك غيرعلمى است، اما در حوزه سياست خلط كاركرد تنظيمى و تقويمى ايده اتوپيا بسا بهايى گرانتر خواهد داشت، ديگر نه صرفاً معرفت و دانش بشر بلكه مهمتر از آن مستقيماً حيات و سعادت او به مشقت و ملال درخواهد افتاد و از همين رو پوپر ترجيح مى دهد عطاى هرگونه استفاده مجاز و مفيد از ايده كامل ترين جامعه را به خطر لقاى آن ببخشد.
پوپر اتوپيانيسم را خواه طرح آن افلاطونى و مبتنى بر انكشاف نظم الهى باشد يا ماركسى و مستند بر اكتشاف قوانين طبيعى به يك چوب مى راند؛ چوب نقد. از نظر او اتوپيانيسم نتيجه اطلاق گونه اى عقل گرايى به حوزه سياست است كه بر حسب آن معقول بودن هر عملى تنها در قياس با يك هدف ايجابى و از پيش معين قابل سنجش است. بنابر چنين نگرشى پيش از هرگونه اقدام سياسى ابتدا بايد طرحى جامع و دقيق از جامعه آرمانى درانداخت و تازه از آن پس مى توان از عقلانيت يك خط مشى يا سياست سخن گفت و به نحو عقلانى براى اجراى آن اقدام كرد. در اين صورت هر سياستى صرف نظر از نتايج مستقيم و نزديكى كه به بار مى آورد تنها وقتى عقلانى و معتبر است كه گامى در جهت تحقق هدف نهايى باشد، خواه نتايج استعجالى آن سودمند يا زيان بار از آب درآيد. پوپر اين تلقى را اتوپيانيسم و روش اعمال آن را مهندسى اجتماعى اتوپياپى مى نامد.
هرچند پوپر در حمله گشودن بر اتوپيانيسم هرگزندگاهى كه دست دهد را مغتنم مى شمارد معهذا عمدتاً مباحث خود را بر محور سه موضع معرفت شناسى، روش شناسى سياسى و اخلاقى استوار مى گرداند، به ويژه اخلاق كه نقدهاى او نهايتاً و به وجهى ريشه در آبشخور آن مى دواند. فى المثل تقدم تعيين هدف آرمانى بر عمل سياسى بيش از هر چيز از اين رو معروض نقد و اعتراض پوپر قرار مى گيرد كه به خشونت منجر مى شود، بنابر استدلال وى نه فقط در سپهر سياست كه حتى در قلمرو ساير علوم نيز نمى توان با توسل به عقل و استدلال مسئله تعيين هدف را فيصله داد. اهداف ما نه مبنى بر علم بلكه _ به لحاظى- مبناى آن هستند. همان طور كه هيچ مقدارى از علم فيزيك نمى تواند به دانشمند بگويد كه آيا كار درست ساختن يك «خيش است يا هواپيما يا بمب اتمى» همچنين هيچ استدلال سياسى يا فلسفى نيز قادر نيست تعيين كند كه جامعه آرمانى بايد چگونه جامعه اى باشد. آرمان هر فرد بسته به گرايش هاى شخصى و تلقى خاص او از سعادت شكل مى گيرد و هيچ راه عقلانى و بنابراين مسالمت آميزى براى توافق جمعى- و به تعبيرى اجماع عام- بر سر آرمانى واحد وجود ندارد زيرا يگانه شق بديل در مقابل اجماع از طريق عقل و استدلال تحميل خشونت بار آن است. سرزمين تصميم از نظر پوپر آوردگاهى است كه در آن استدلال و خشونت با هم روبه رو مى شوند و هرگاه يكى از دو حريف از ميدان به در رود ديگرى بى درنگ آن را تصرف مى كند.
پوپر علاوه بر اينكه اتوپيانيسم را به خاطر خشونت محورى اش اينكه «درها را چهارطاق به روى خشونت مى گشايد» رد مى كند، از اين جهت نيز كه منافع فرد واقعى را در بهاى مصالح جمع انتزاعى هزينه مى كند، به چالش مى كشد. او چنانكه شى يرمر نيز اشاره مى كند و از آثار خود وى هم بس پيدا است خاطر در گرو آزادى فردى و ديگرخواهى دارد، به ويژه به اين آموزه حكمت عملى كانت معتقد است كه افراد بشر را بايد چون غايتى فى نفسه و نه صرفاً وسيله در شمار آورد و اين البته با جمع گرايى عارض بر ذات اتوپيانيسم و مهندسى اجتماعى اتوپياپى يكسره ناهمساز است.
مهندسى اتوپياپى بنا به توصيف پوپر كار خود را با طرح گسترده اى براى دگرگون كردن كل جامعه آغاز مى كند. موفقيت چنين طرحى در گرو كنترل يا حذف آن عواملى است كه ممكن است با عملكرد خودسرانه و تاثيرات پيش بينى ناپذير اجراى برنامه را به خطر افكند. از همين جا است كه مسائل وابسته به عدم قطعيت حاصل از عامل انسانى اتوپيانيست را وامى دارد براى كنترل تاثير افراد از طريق وسايل سازمانى اقدام كند و چنان عمل كند كه انگيزه خواست و انديشه هر فرد تحت نظارت دولت به كلى تابع طرح اتوپيايى شود.
اما رويكرد پوپر دقيقاً خلاف اين است. به نظر او اين جامه جامعه است كه بايد متناسب با قامت فرد دوخته شود نه بالعكس آن طور كه مهندس اتوپيايى عمل مى كند فرد را به قواره آن درآورد. چنين وضعى مسئله اساسى سياست را دچار اعوجاج و انعكاس مى كند، به اين معنا كه به جاى تلاش براى ساختن جامعه اى مناسب براى زندگى سعادتمندانه افراد، كوشش براى ساختن افرادى مناسب براى زندگى در جامعه آرمانى، سرلوحه مسائل سياسى قرار مى گيرد.

مروري بر فلسفه سياسی پوپر
کارل پوپر در فلسفه‌ی سياسی خود، طرح پرسش کلاسيک
افلاطونی
در مورد دولت را مبنی بر اينکه «چه کسی بايد حکومت کند؟»، طرح پرسشی نادرست می‌داند. به عقيده‌ی او چنين پرسشی نيز مانند پرسش کلاسيک در مورد سرچشمه‌ی شناخت و معرفت، مبتنی بر ديدی اقتدارگرايانه است و پاسخی مرجعيت گونه می‌طلبد. از همين رو چنين پرسشی، پاسخهای کلاسيکی نيز به همراه آورده است مانند: «بهترين‌ها بايد حکومت کنند» يا «فرزانگان» يا در بهترين حالت «اکثريت بايد حکومت کند». پوپر معتقد است که جای شگفتی نيست که بعدها پاسخهايی از اين دست نه تنها با خود تناقضاتی به همراه می‌آورد، بلکه به بديل‌های مهملی چون «حکومت کارگران و يا سرمايه داران» و غيره تغيير شکل می‌دهد.
پوپر متقابلا» پيشنهاد می‌کند که بهتر است طرح پرسشی متواضعانه‌تر را جانشين طرح پرسش کلاسيک افلاطونی در مورد دولت کنيم و آن اينکه بپرسيم: «چکار می‌توانيم بکنيم تا نهادهای سياسی خود را به صورتی سازمان دهيم که امکان زيان وارد کردن حکمرانان بد و نالايق را که فراوانند به حداقل برساند». پوپر معتقد است که بدون تغيير در طرح پرسش يادشده، هرگز نمی‌توانيم به نظريه‌ای عقلانی در مورد دولت و مؤسسات آن نائل گرديم. بنابراين بايد به عوض پرسش افلاطونی در اين مورد که «چه کسی بايد حکومت کند؟»، اين پرسش فروتنانه را مطرح کنيم که: «کدام شکل حکومتی اجازه می‌دهد بتوانيم يک حکومت زورگو و يا هر حکومت بد ديگری را بدون خونريزی برکنار کنيم؟». به اين ترتيب می‌توان پی برد که «دمکراسی» در آتن 2500 سال پيش، تلاشی بود برای يافتن پاسخ به پرسش در مورد آنچنان شکل حکومتی که بايد مانع عروج جباريت شود. اما به عقيده‌ی پوپر، دمکراسی به معنای حکومت مردم، نام فريبنده‌ای است، چرا که در هيچ جا مردم حکومت نمی‌کنند و نبايد هم حکومت کنند. زيرا حکومت اکثريت به سادگی می‌تواند به بدترين نوع جباريت تبديل شود و حقوق اقليت را يکسره از ميان ببرد. اما دمکراسی تنها شکل حکومتی است که عليرغم نام فريبنده‌ی خود و تحت فشار مشکلات و دشواريهای عملی، توانسته اين هدف را در مقابل خود قرار دهد که با وضع قوانين مشروط، ايده‌های عدالت، انسانيت و بيش از هر چيز آزادی را در چارچوب قانونيت، تا آنجا که مقدور است متحقق سازد. در هر صورت دمکراسی‌ها در تلاشند که با قوانين مشروط و تأسيسات ساختاری مانع شوند تا جباريت سربرآورد، اگر چه اين تلاشها همواره قرين موفقيت نبوده است.
پوپر، عشق به آزادی را تمايلی ابتدايی می‌داند که آن را حتا می‌توان در کودکان و نيز حيوانات و از جمله حيوانات خانگی تشخيص داد. اما آزادی در گستره‌ی سياست با مشکلاتی همراه است، چرا که آزادی بی‌قيد و شرط فردی، در همزيستی با انسانهای ديگر ناممکن است. کانت تلاش کرد اين مشکل را از طريق اين مطالبه حل کند که دولت بايد آزاديهای فردی را فقط تا آنجا محدود سازد که همزيستی انسانها ايجاب می‌کند و همگان حتی المقدور به يک اندازه از محدوديت آزادی خود متضرر شوند. از نظر پوپر، اين راه حل و اصل کانتی نشان داد که مشکل آزادی سياسی لااقل از نظر مفهومی قابل حل است، اما سنجيداری برای آزادی سياسی در اختيار ما نمی‌گذارد. چرا که ما اغلب نمی‌توانيم تعيين کنيم که آيا فلان اقدام محدود کننده‌ی آزادی ضروری است و آيا همگان را به يک اندازه شامل می‌شود يا خير. بدين منظور بايد به دنبال سنجيدار ديگری با کاربردی ساده‌تر بود.
سنجيداری که پوپر در اين زمينه به دست می‌دهد، چنين است: نظامی از نظر سياسی آزاد است که نهادهای سياسی آن به شهروندانش اين امکان عملی را بدهد که در صورت اراده‌ی اکثريت بتوان حاکمان را بدون خونريزی برکنار کرد. به عبارت ديگر ما هنگامی از نظر سياسی آزاديم که بتوانيم حاکمان خود را بدون خونريزی برکنار کنيم. پوپر نام چنين نظامی را که در دمکراسی‌های غربی وجود دارد «جامعه‌ی باز» می‌گذارد. مهمترين ويژگی جامعه‌ی باز، علاوه بر سنجيدار يادشده، رقابت آزاد بر سر نظريات علمی و شفافيت در آن است. جوامع باز نقطه‌ی مقابل جوامع بسته و توتاليتاريستی است که در آنها به جای رقابت آزاد بر سر نظريه‌های علمی، منظومه‌ی کاملی از عقايد ايدئولوژيک و فلسفی حاکم است که ادعای انحصار حقيقت را دارد. در جوامع باز، روش نقد خردگرايانه، به نابودی منتقد نمی‌انجامد و خشونت در حذف نظريات و فرضيه‌های مخالف و نادرست، نقشی ندارد. نقد عاری از خشونت، راه را برای انکشاف خرد می‌گشايد.

پوپر در مورد دمکراسی غربی تصريح می‌کند که بايد از خود بپرسيم بيلان نيکی و بدی که اين نظام تا کنون دربر داشته چگونه است؟ آيا نيکی‌های چنين نظامی بر بديهای آن می‌چربد؟ او می‌افزايد: اگر چه دمکراسی غربی بهترين نظام قابل تصور و از نظر منطقی بهترين نظام ممکن نيست و در بسياری از زمينه‌ها می‌توان و بايد به آن انتقاد کرد، اما اين نظام از نظر تاريخی بهترين نظام سياسی است که ما سراغ داريم. اين امر به آن معنا نيست که ما نبايد اين نظام را مورد انتقاد قرار دهيم. دمکراسی غربی به نقد زنده است و دستاوردهای آن را نمی‌توان هميشگی و بازگشت ناپذير دانست. اين خطر همواره وجود خواهد داشت که اين نظام به سرعت آنچه را که به دست آورده از دست بدهد.
پوپر هشدار می‌دهد که ما اجازه نداريم دمکراسی و آزادی را با رفاه و معجزه‌ی اقتصادی يکی بگيريم. خطای بزرگی است اگر برای مردم چنين تبليغ کنيم که آزادی برای همگان رفاه و دمکراسی برای جامعه اعتلای اقتصادی به همراه خواهد آورد. آزادی هرگز به معنای رفاه و خوشبختی تک تک انسانها نيست. اين امر تا حدود زيادی به شانس و اقبال و شايد به طور نسبی به لياقت و تلاش و فضيلتهای ديگر وابسته است. آنچه که می‌توان درباره‌ی دمکراسی و آزادی گفت، در بهترين حالت اين است که آنها تأثير لياقت شخصی فرد را بر روی رفاه او تا حدودی نيرومندتر می‌سازند. لذا ما نبايد آزادی را به اين دليل برگزينيم که از آن انتظار زندگی راحتی داريم، بلکه به اين دليل که خود آزادی نمودار ارزشی است که آن را هرگز نمی‌توان به ارزشهای مادی تقليل داد. پوپر اين سخن
دمکريت فيلسوف يونان باستان را يادآور می‌شود که: «زندگی تنگدستانه در دمکراسی، به زندگی متمولانه در يک حکومت جبار برتری دارد، چرا که آزادی از بندگی برتر است». پوپر تأکيد می‌کند که ما آزادی سياسی را برای اين برنمی گزينيم که اين يا آن چيز را به ما وعده می‌دهد، ما آن را برمی گزينيم زيرا که تنها شکل انسانی همزيستی ميان افراد بشر را ممکن می‌سازد؛ تنها شکلی که در آن ما می‌توانيم مسئوليت کامل خود را عهده دار شويم. اما اينکه آيا ما قادر خواهيم شد امکاناتی را که آزادی در اختيارمان می‌گذارد متحقق سازيم، به عوامل بسياری و پيش از همه به خود ما بستگی دارد.

منابع:
۱- جامعه باز و دشمنان آن

۲- Popper’s Open Society After Fifty Years
۳-
http://en.wikipedia.org

4- روزنامه شرق 10 خرداد 84

نهنگ‌هاي خليج هميشه هميشه فارس

بر اساس يک کري خوني با يکي از دوستان مطلب زير را جهت تنوير افکار عمومي تحقيق و آماده کردم:

کري و شرط بندي راجع به نهنگ در خليج فارس و عمق خليج فارس بود در حدود۱۱ گونه از تيره بالنها و والها در خليج زندگی ميکنند ؛از جمله بزرگترين پستاندار حال حاضر جهان نهنگ ابی : شما ابعادی رو به اين شکل در نظر بگيريد طولی در حدود ۲۵ تا ۳۶ متر وزنی بين ۶۰ تا۱۷۸ تن سرعت از ۸ تا ۳۰ مايل در ساعت در عين حال بچه ای هم به دنيا بياد که ۷ متر طولش باشه و ۷تن وزنش روزی ۶۰۰ليتر هم شير بخوره اما غذای مادر منحصر به سخت پوستان و پلانگتونها باشه!!

اينم عکسش

نهنگ باله پشتئ كه بعد از نهنگ ابي كه ان را معرفي كرده بودئم دومين پستاندار بزرگ زمين محسوب ميشود» با طولئ بين 18 تا 25 متر وزنئ بين 35 تا 75 تن سرعتي معادل 40ك و ژرف روي تا اعماق 250 متر كه البته شما اين چنين عمقي را در خليج فارس نميابيد كه تا 26 دقيقه هم قادر به زير اب ماندن خواهد بود «در تمام پهنه خليج خصوصا دهانه درياي عمان و خليج شر قي جاسك يافت ميشود

اينم عکسش

نهنگ گوژ پشت تيره اي ديگر از خوانواده نهنگها كه در خليج فارس هم زندگي ميكند . با سرعت معادل 8-10 كينومتر تيغه هاي دنداني در هر طرف270-400 عدد كه طول هر تيغه 80 سانتيمتر است . طولي معادل14-19 متر وزنس معادل 34-42تن كه قادر تا 35 دقيقه هم زير اب بماند.

اين عکس را ببينيد

نهنگ خاكستري با سرعتي حيرت اور 60 كيلومتر در ساعت با طول 12-18 متر با وزن 30 تن – با تيغه هاي دنداني در هر طرف از 280 تا 480 عدد. البته تا حد زيادي شبيه نهنگ باله پشتي است.

عکس اين نهنگ

بر اساس آخرين تحقيقات به عمل آمده و مقايسه و بررسي منابع موجود تاكنون 465 گونه ماهي متعلق به 101 خانواده و 24 رده از آبهاي خليج فارس گزارش شده است كه طبق نظر محققين اين تعداد حدود 70 % كل نمونه هاي موجود در خليج فارس است. پستانداران خليج فارس شامل 13 گونه اند كه عبارتند از 6 گونه نهنگ، 5 گونه دلفين، 1 گونه پورپويز و 1 گونه گاو دريايي. در اين ميان گونه گاو دريايي در رديف جانوران در معرض انقراض و در فهرست CITES قرار دارند. همچنين نهنگ گوژپشت، نهنگ قاتل وپورپويز به عنوان گونه هاي كمياب و نادر محسوب مي شوند .از ميان 8 گونه لاك پشت دريايي شناسايي شده در آبهاي جهان 5 گونه به پهنه هاي آبي خليج فارس و درياي عمان وارد مي شوند كه دو گونه لاك پشت سبز و لاك پشت منقارعقابي در مناطق پراكنده اي از سواحل جنوب ايران حضور دارند .اين گونه ها همگي از جمله جانوران ذكرشده در فهرست CITES مي باشند.

اما راجع به عمق هم صحبت شد که خليج فارس تا 144 متر عمق دارد البته اين عمق در نزديکي جزيره آبادان به 30 متر ميرسد که در همان اعماق هم در خور موسي انواع نهنگ‌ها مشاهده مي‌شود.

منابع:

[1] http://www.ngdir.ir

[2] روزنامه ايران شماره ۲۲۳۰

پي نوشت از روزنامه ايران

مرگ نهنگ ۶۰ تنى در سواحل هرمز

• نهنگ ۶۰ تنى كه بر اثر برخورد با كشتى در خليج فارس زخمى شده بود، در ساحل جزيره هرمز به گل نشست و بر اثر شدت خونريزى تلف شد

هرمز – خبرنگار اعزامى «ايران»: يك نهنگ ۶۰ تنى كه بر اثر برخورد با كشتى در خليج فارس زخمى شده بود، در سواحل جزيره هرمز به گل نشست و بر اثر شدت خونريزى تلف شد .
مردم و مسؤولان جزيره هرمز پس از مشاهده جسد نهنگ پهن پيكر كه ۱۷ متر طول داشت، براى جلوگيرى از ايجاد تعفن در جزيره با دشوارى فراوان اقدام به دفن جسد نهنگ جوان كردند . اهالى قبل از دفن نهنگ طحال حيوان را كه حاوى دو تن روغن است ، از بدن آن خارج كردند .

از روغن طحال نهنگ براى جلوگيرى از نفوذ آب در بدنه كشتى و لنج هاى چوبى استفاده مى شود . تكه اى از گوشت نهنگ تلف شده نيز براى بررسى زيست شناسى به سازمان محيط زيست ارسال شد .
نهنگ آبى بزرگترين پستاندار جهان است كه وزن آن به ۱۳۰ تن نيز مى رسد . بچه اين حيوان هنگام تولد بيش از ۷ تن وزن دارد و روزانه ۶۰۰ ليتر شير مصرف مى كند .
گونه هايى از اين پستاندار بزرگ به دليل فراوانى غذاهاى دريايى در خليج فارس زندگى مى كنند . اهالى هرمز گفتند اين دومين نهنگ است كه در سالهاى اخير در هرمز به گل مى نشيند. صيادان صنعتى هرمز در گذشته هاى دور براى صيد نهنگ به دريا مى رفتند و با ترفندى خاص اين حيوان را شكار مى كردند .
بومى ها مى گويند نياكان آنها در گذشته به آرامى به كنار نهنگ مى رفتند و قلاب بزرگى را در بينى نهنگ فرو مى كردند . نهنگ آسيب ديده در چنين مواقعى از محل حادثه دور مى شد و صياديان نيز به همراه طناب و قلاب در پى نهنگ مى رفتند تا انرژى و ناى نهنگ پايان يابد .
آنها بعد از خستگى شديد نهنگ، آن را به ساحل مورد نظر هدايت مى كردند . بومى ها مى گويند سالهاست كسى براى صيد نهنگ به دريا نزده است.

توضيح

شعر ها از رضا براهني نبود بلکه خود محسن نامجو گفته است.

نرماندي

در ادامه بحث قبلي امروز درباره نرماندي صحبت مي‌کنيم:

نرماندي منطقه ‌اي است در شمال فرانسه که در زمان جنگ جهاني دوم متفقين از آنجا شروع به آزاد سازي فرانسه کردند. احتمالاً اين منطقه اروپائي خوش آب و هوا بايد داراي شقايق‌هاي زيبائي باشد D-:

از لحاظ تاريخي به صورت دقيق در پي نوشت مي‌اورم اما اينجا بحث تاريخي نرماندي نيست اين قسمت شعر يك‌جوري بيان عقل و عشق است. هرچي كه مربوط به عقل و تفکر است مال من و هرچي كه دلي‌ست و احساسي، مثل يك گل شقايق، مال تو.

پي نوشت:

سحرگاه ششم ژوئن ۱۹۴۴ بزرگترين حمله در تاريخ نظامي جهان از دريا به خشكي به فرماندهي ژنرال امريكايي دوايت ايزنهاور(بعداً رييس جمهوري شد) شروع شد.
ساعت شش و نيم صبح ششم ژوئن حمله يي كه ازماهها پيش طرح ريزي شده بود و آلمانها از آن آگاه بودند ولي محل آن را بدرستي نمي دانستند سواحل فرانسه را درهم كوفت. يكصد و پنجاه هزار سرباز از سه ميليون سرباز در مرحله اول با سه هزار قايق نفربر از يازده هزار قايقي كه آماده شده بود در درياي سرد مانش تا سينه خود را به آب زدند و در چندين نقطه ايالت نرماندي در برابر آتش توپخانه ارتش رايش سوم در آوردگاه بي نظيري مقاومت كردند و هزاران تن از آنها در دم جان سپردند.
فرماندهي متفقين با نقشه هاي غلطي كه توسط سازمان مخفي ارتش پخش شده بود آلمانها را به اشتباه انداخت. در نقشه ها كه هيتلر نمي دانست جعلي و ساختگي است محل پياده شدن نيروهاي متفقين بندر«گاله» در شمال غربي فرانسه در نظر گرفته شده بود. «پيشوا» مارشال رومل «روباه صحرا» رامأمور كرده بود كه ديواري از آتش در آن نقطه به وجود آورد و كيلومتر دركيلومتر سواحل فرانسه در آن محل را با بتون آرمه بسازد و ميليونها مين را در زمين پخش كند. چند ژنرال آلماني به هيتلر گوشزد كرده بودند كه متفقين ما را به اشتباه مي اندازند و حمله

متفقين از مدتي قبل در«يوركشاير» (انگلستان) باكارتن هزاران سرباز ساخته بودند و طوري حركت آنها را نشان مي دادند كه معمولاً بايد در بندر«گاله» پياده مي شدند. هواپيماهاي شناسايي آلماني تصور مي كردند آنها سربازان واقعي هستند. انحرافي كه متفقين در افكار هيتلر به وجود آوردند موجب موفقيت سريع آنها در پياده كردن نيرو در نرماندي گرديد. قلب اصلي دفاع ارتش رايش سوم در «گاله» بود درحالي كه به اين نقطه هيچگونه حمله يي نشد. متفقين نام عمليات جبهه دوم را «اورلرد» (overlord) گذاشته بودند و محل حمله و ساعت محل از محرمانه ترين اسرار نظامي متفقين بود.
در تمام روز ششم ژوئن سربازان تن ها مهمات و سلاح جنگي حمل كرده و در پنج نقطه ساحل نرماندي پياده كردند.
شب قبل از حمله هزاران چترباز با هواپيماهاي بي موتور در نقاط مختلف پياده شدند. باد شديدي مي وزيد و بسياري از چتربازان نتوانستند در محلي كه قرار بود فرودآيند. معذالك عده يي همديگر را يافته و موفق شدند در ارتش آلمان بي نظمي ايجاد كنند.
برخلاف آنچه متفقين فكر مي كردند نيروهاي آنها بامقاومت سختي روبرو نشدند زيرا ارتش رايش سوم كاملاً غافلگير شده بود و قلب استحكامات خود را در بندر «گاله» قرار داده بود.
باوجود لشكركشي عظيم متفقين كه طي سالها براي پياده شدن در سواحل فرانسه آماده مي شدند از عجايب تاريخ نظامي است كه هيتلر عليرغم جاسوسان زبردستي كه داشت نتوانست به اهميت فوق العاده اين حمله پي ببرد و از ابعاد وسيع آن بي اطلاع ماند. هريك از ارتش ها در ساحلي كه با «كد» (علامت رمز) تعيين شده بود پياده شدند. انگليسي ها سواحل «اسورد» (sword) وگلد (Gold) وكاناداييها جونو (Jono) و امريكايي ها «اومه ها» (OMAHA) و اوتا (UTAH) را تسخير كردند.
انگليسي ها وكاناداييها زير آتشي از توپخانه آلمانها قرار گرفتند هرچند كه در پناه كشتي هاي جنگي بودند كه با توپخانه دورزن استحكامات آلمانها را هدف گيري كرده بودند. سربازان انگليسي و كانادايي عليرغم تلفات زيادي كه دادند توانستند كنترل سواحل تسخيرشده را حفظ كنند.
امريكاييها با پيشتازان لشگر ۳۵۲ آلمان روبرو شدند. در يك لحظه، حمله توپخانه آلمان به امريكاييها آنچنان شديد گرديد كه بسياري از سربازان امريكايي اجباراً به سوي دريا عقب نشيني كردند. سرانجام امريكاييها دريافتند كه بهترين تاكتيك پيشرفت و حمله است هرچند كه تلفات آنها سنگين باشد زيرا اگر در ساحل باقي مي مانند همه آنها نابود مي شدند. ژنرال «نورمان كوتا» (NORMAN-COTA) امريكايي با جيپ خود و زير آتش سربازان آلماني همه ساحل را طي كرد و سربازان را تشويق به ادامه پيشروي كرد.
تسخير ساحل «اوماها» به قيمت كشته شدن دو هزار سرباز امريكايي در يك روز تمام شد. با وجود اوج گرفتن نبرد هنوز هيتلر تصور مي كرد اين حمله اصلي نيست و حمله بزرگ در بندر «گاله» خواهد بود لذا دو لشكر مهم زرهي آلمان را به عوض فرستادن به نرماندي به «گاله» فرستاد.
زماني هيتلر به اشتباه خود پي برد كه نيروهاي متفقين كاملاً در ساحل مستقر شده و در حال پيشرفت بودند. «پيشوا» مارشال «اروين رومل»، روباه صحرا را مأمور كرد كه نيروهاي متفقين را عقب راند.
در نيمه روز سواحل نرماندي پرشده بود از تانكها، توپخانه و سربازان متفقين و سربازان كه روي ساحل افتاده و غرق خون بودند.
رنجرهاي ارتش امريكا موفق شدند به يك توپخانه قوي آلمان كه در يك بلندي قرار گرفته و امكان پيشرفت به آنها نمي داد دسترسي پيدا كرده و آن را خاموش كنند.از اين پايگاه آلمانها باراني از گلوله بر فراز سربازان امريكايي فرود مي آوردند.

چند روز پيش از حمله بسياري از شهرهاي ساحلي فرانسه را كه نيروي آلمان در آنها متمركز شده بود، بمباران كردند. كه خسارات زيادي به شهرهاي فرانسه وارد آمد و هزاران فرانسوي جان خود را از دست دادند.
مورخان ششم ژوئن ۱۹۴۴ را طولاني ترين روز تاريخ ناميده اند متفقين انتقام ژوئن ۱۹۴۰ را از آلمانهاگرفتند. در ماه ژوئن بود كه آلمانها دهها هزار سرباز انگليسي و فرانسوي را از بندر «دونكرك» در ساحل درياي مانش به دريا ريختند و سربازان انگليسي با هزاران قايق و تخته هاي چوب به سوي انگلستان فرار كردند.
از دوم ژوئن هزاران سرباز متفقين با تجهيزات خود كه هركدام ۳۴ كيلو وزن داشت آماده حمله بودند و توفان شديد آن را به تأخير انداخت.
پنجم ژوئن ساعت ۴ و ۱۵ دقيقه نبرد قهرمانانه شروع شد.
دوشنبه پنجم ژوئن ساعت چهار و پانزده دقيقه صبح ژنرال ايزنهاور فرمانده كل نيروهاي متفقين در جبهه دوم گفت: اوكي(OK) برويم.
ايزنهاور آخرين خبر درمورد هوا را ازگروه سرگرد «استاك» رييس سرويس هواشناسي نيروي هوايي سلطنتي انگلستان گرفت.
روز قبل توفاني كه چهل قرن سابقه نداشت روي داد كه نفرات مجبور شدند به بندر بازگردند و بدين ترتيب گشايش جبهه دوم يك روز به تأخير افتاد.ارنست همينگوي روزنامه نگار و نويسنده نامدار امريكايي مي نويسد از بندر «پليموت» تا «نيوهاون» قايقهايي كه شبيه تابوت بودند صف كشيده بودند و نيروهاي پياده نظام امريكايي در آنها قرار داشتند تا به قايقهاي نفربر بروند.
بعضي از آنها قبلاً در سواحل آفريقاي شمالي و سيسيل پياده شده بودند. براي عمليات «اورلرد» هريك چهارماه تعليم ديدند و چهارصد بار آن را تكرار كردند.
به محض ترك بندر فرماندهان پاكت محرمانه را كه مهر وموم شده بود بازكردند و تازه متوجه شدند نوشته است ساحل «اوماها» در نرماندي.

منابع:

http://en.wikipedia.org

encarta.msn.com

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.