وسط دریائی نا متناهیم آن میانه آرامش بخش که جز سکوت نمی یابی و جز عظمت و آرامشش هیج نمی بینی. به ناگاه موجي، موجي به بلنداي برجي. موجي که توان بر هم زدن همه چيزش هست. موجي آنچنان که توانش راه انداختن سونامي بايد باشد. تو موج را مي گذراني بي هيچ دغدغهاي و بي هيچ سختي. آرامشت را اما، عاقبت همه ساحل نشينان ميربايد، که عزيزاني در ميان همه آنان گذاشتهاي. کرال است که نفست را به شماره مياندازت و تو تا نرسي به ساحل دست بر نميداري. بيخيال همه موج ها که در پس سر است کرال را ميراني و تنها به آرامشي ميانديشي که از عزيزترينت سلب شده است.
تو همه تلاشي که برگردانيش…
برای برگردوندن آرامش عزیزترینت اگه کمک خواستی بنده هم در خدمتم .