دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید

وسط دریائی نا متناهیم آن میانه آرامش بخش که جز سکوت نمی یابی و جز عظمت و آرامشش هیج نمی بینی. به ناگاه موجي، موجي به بلنداي برجي. موجي که توان بر هم زدن همه چيزش هست. موجي آنچنان که توانش راه انداختن سونامي بايد باشد. تو موج را مي گذراني بي هيچ دغدغه‌اي و بي هيچ سختي. آرامشت را اما، عاقبت همه ساحل نشينان مي‌ربايد، که عزيزاني در ميان همه آنان گذاشته‌اي. کرال است که نفست را به شماره مي‌اندازت و تو تا نرسي به ساحل دست بر نمي‌داري. بي‌خيال همه موج ها که در پس سر است کرال را مي‌راني و تنها به آرامشي مي‌انديشي که از عزيزترينت سلب شده است.

 تو همه تلاشي که برگردانيش…

2 دیدگاه »

  ساروی کیجا wrote @

برای برگردوندن آرامش عزیزترینت اگه کمک خواستی بنده هم در خدمتم .

  شيرين wrote @

ساحل نزديكه!!!


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>