دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

بسوزانم…

دلم گرما می‌خواهد، گرمای سخت. سخت گرما. شرجی می‌خواهد،دلم. دلم می‌خواهد با دمم فرو دهم حجم عظیمی از گرما را. به جان دربرکشمش، در آغوشش گیرم ،گرما را.

دلم می‌خواهد آتش ببارد از آسمان، آسفالت نرم شود زیر پای. بسوزاندم گرما،نفسم را سخت کند،شرجي، خيسم کند.

دلم می خواهد در ظهر گرم و شرجی بگیرم راست خیابان را بروم تا لب شط…

دلم، آبادان می‌خواهد…

تا کنون 3 نظر داده شده »

  امیر wrote @

من بر عکس از اینایی که گفتی فراریم!

  آرش.س wrote @

اينا که گفتی تو دوبی بيشتر می چسبه.

  بيژن wrote @

واااااي كه منم چقدر دوست دارم.بري تا لب شط ……. يعني مي شه خدااا؟؟؟


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>