دلم گرما میخواهد، گرمای سخت. سخت گرما. شرجی میخواهد،دلم. دلم میخواهد با دمم فرو دهم حجم عظیمی از گرما را. به جان دربرکشمش، در آغوشش گیرم ،گرما را.
دلم میخواهد آتش ببارد از آسمان، آسفالت نرم شود زیر پای. بسوزاندم گرما،نفسم را سخت کند،شرجي، خيسم کند.
دلم می خواهد در ظهر گرم و شرجی بگیرم راست خیابان را بروم تا لب شط…
دلم، آبادان میخواهد…
من بر عکس از اینایی که گفتی فراریم!