دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

پرواز را به خاطر بسپار…

1- اوايل دانشگاهم بود. دوستي داشتم از آن انسان‌هاي کار درست روزگار، که روزگار سر ناسازگاريش را زود نشانش داد وپس از چند سال جدال با سرطان با زندگي بدرود گفت. شعارش در مواجهه با ما اين بود: پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنيست.

روز هفتش بر سر مزارش کاغذ بزرگي با شعر فوق خود نمايي مي‌کرد. دوستي اديب! در ميان گريه ما در حال تعريف از شخصيت متوفي گفت دنياي لامروتيست، وجمله را خواند: پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مَرد (MARD ) نيست…!!!

گريه ما را بگو! چه بر سرش آمد…

2- اين مجلس هفتم هم دارد نفس‌هاي آخرش را مي‌کشد. يادم هست روزهاي شروعش ادعاي تبديل ايران به ژاپن اسلامي را در اين چهار سال داشتند و جز مجيز دولت گويي هيچ نکردند.

3- اين کتاب جاناتان مرغ پرنده را دوباره خواندنم مي‌آيد. دوست دارم بازيش کنم. حس سبکبار شيرجه‌هايش را در بر کشم. 

4- مشغوليات ذهني ـ کاريم اين روزها سر به آسمان مي‌سايد. دارم تجربه جديدي را در برروي پاي خود ايستادن مشق اجباري مي‌کنم.

5- پرواز را به خاطر بسپار…

۱ دیدگاه »

  سرباز معلم جنوبی wrote @

می دانم زندگی سرشار از رفتن هاست …همه ی بچه ها رفته اند پادگان برای گرفتن کارت پایان خدمت شان !اما من دلم نمی خواهد سربازیم تمام شود …همین زودی ها در تهران می بینمتان


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>