سال هشتاد و شش دارد نفسهای آخرش را میکشد به شماره افتادن نفسهایش را میتوان شنید.
سالی که پارسال همین موقع انتظارش را میکشیدیم دارد میرود رفتنی که از او تجربه یک سال و خاطراتش باقی میماند. سالی با همه فراز و فرودها. سالی که کم فرود نبود.
به عزای دو عزیز نشستیم در این سال. سالی که با ضربهای در فوتبال آغاز شد و پایم را یکی دو ماهی سخت گرفتار خودش کرد با از دست دادن موجودی که به آن خو کرده بودیم همراه بود و چند شکست سنگین کاری در آن رخ نمود.
اما هشتاد و شش سالی که در آن یک روز من و همسر روی هم پولهایمان به شش هزار تومان رسید، انتهایش انگار رو به امید و امیدواری دارد.
هشتاد وشش سال خوبی بود چرا که:
سخت کار کردیم و تلاش و نا امید نشدیم، هیچگاه. سر از تلاش باز نداشتیم، هرگز. راهی جستجو کردیم و یافتیم و جلو رفتیم. دوست از غیر دوست باز شناختیم و جلو رفتیم. یاری دیدیم از یاران همیشگیمان. یاریای که اشک ما را در آورد ، اشک چند گانهای- مخلوطی از چند حس خوب و بد- و باز جلو رفتیم. یادم نمیآید حتی لحظهای همراه همیشگی زندگیم خم به ابرو آورده باشد و سختی روزها را محلی از اعراب گذاشته باشد. بارها در این سال به خود بالیدم و بر خود بانگ احسنت برآوردم از انتخابم- انتخابی که سومین سالگردش را در هشتاد و شش با خانهای پر شده از گل به بزرگداشت نشستیم. بالیدم بر آن و باید که بزرگش دارم که داشتنش بزرگترین دستاورد زندگی من است. بر خود بالیدم به داشتن دوستانی از این دست که مرا هر کدامشان برای یک عمر کافیست. بالیدم به داشتن دوستی به نام افشین نامی. آن مرد بزرگ کرد که برادرم نامید به وقت سختی، و یاریم داد بسیار بیش از آنچه در توانش بود، و بسیار بیش از آنچه در انتظارم بود.
بالیدم بسیار بر خانوادهای که چند سال بیشتر نیست مرا عضوی از خود دیدهاند. بالیدنی که شرم ناتوانی جبرانش مرا سخت میآزارد.
بالیدم بر پدری که مرا سخت شماتت نمود و مرا آنگونه میخواهد چون کوه استوار و چون آرش ثابت قدم و بی اشتباه. آن که مرا بی آنکه خود بدانم و بخواهم با چشم نگرانش پایید و با یک سخن در آن هنگام که سخت محتاجش بودم به تکیه گاهیش دلگرم ساخت. رابطهی پیچیدهای است رابطه پدر و پسر رابطهای که تو خود گاهی از درکش عاجزی و دیگران هیچگاه نمیفهمندش.
بالیدم بر خود بارها و بارها برای داشتن پدر و مادر همسری که همچون پدر و مادرند همیشه و مرا همچون فرزند میدانند همیشه.
هشاد و شش سال خوبی بود چرا که در آن عشق را با مشکلات مالی هم تجربه کردیم و آزمودیمش و سربلند از آن بیرون آمدیم. سال خوبی بود چرا که از زیر صفر آغاز کردن را تجربه کردیم و هراسی از آن دیگر نداریم.
سلام
ساده می گویم ،عیدتان مبارک