امروز ميخواهم با يک مطلب علمي درباره فروزنکيومنها ظاهر شوم.
فروزنکيومنها جانداراني هستند که بر خلاف اسمشان اين روزها کم هم نيستند و نزديک اتفاقات مهم مملکتي مثل انتخابات و يا در مواقع بحرانهاي طبيعي و مصنوعي ميتواني، حضورشان، کثرتشان و قدرتشان را حس کني.
فروزنکيومنها مشخصات و اخلاقيات جالبي دارند آنها ميپندارند يا دوست دارند ديگران بپندارند که هر آنکه خارج غار است دشمن است و در کمين شبيخوني، حملهاي، چيزي از اين دست. آنها سرنوشت همه را به خوبي تعيين ميکنند و دنبال آنند که همه را با سلامتي به سر منزل مقصود رسانند.
فروزن کيو من ها با هر چيز جديد مخالفند و هر آنچه از مظاهر تمدن است مشکوک است و مهاجم. اما در عين حال هر آنچه چيز جديد است هستهاي اش بسيار برايشان دوست داشتنياست و اگر مخرب باشد که چه بهتر! عاشق آن چيز جديد ميشوند.
عجيب آن ها با زنان مخالفند و آنان را انسانهايي کم عقل، موجب تبرج و نيازمند مديريت و صاحب ميبينند. اما در عين حال عاشق داشتن اين موجودات کم عقلند و آنان را چهار تا چهار تا ميخواهند.
نسبت به دانشجو جماعت حساسيت ويژهاي دارند و با ديدن دانشجويان بدنشان شروع به کهير زدن ميکند. اما نوع فروزن کيو مني آن را حلوا حلوا ميکنند و از آن براي ساخت زنجير و معترض دم درب پنجرههاي خارج از غار استفاده ميکنند.
همچنين هر آنکه چيزي بنويسد جز اسناد فروزن کيو مني، کهير زاست و حکمش مثل دانشجو است.
بسياري از آنان عاشق دود درون غارند. از آن نوع که انسان را به برون غار و يا حتي دور دستتر، حتي به آسمان ببرد.
آنان مرتب هر روز بيش از پيش آگاه ميشوند و هر روز از افراد درون غار بيشتر خائن و برون غاري مييابند و آنان را به بيرون غار استصواب! ميکنند. يا به درون چاه غار مياندازند و خود را يکدست تر ميسازند.
يک فروزن کيو من واقعي هيچگاه نميانديشد بلکه هر آنچه در کلهاش کردهاند را وحي منزل و قانون لايتغير ميداند و راه سعادت بشري را بدون نياز به نقشه بلد است و نسخه همه را با آن ميپيچد.