دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

عاشقانه

عزيزترينم اين روزها ي آخر پاييز كه مي آيد من مست مست مي شوم فكر كه مي كنم لبخند مي زنم مدام چيزي توي دلم فرو مي ريزد .خوب مي داني چه مي گويم اين روزها سالگرد عاشقي ماست .  سالگرد روزهاي  كه مست پيدا كردنت بودم و ديوانه  تورا داشتن  روزهايي كه هر روز مي ديدمت و ديدنت براي من گم شده آرامش بود روزهايي كه خودم را پيدا كردم با تو ودر كنار توروزهايي كه عشق را شناختم  دلم پيش تو بود و بي خبر بودم از حال دلت تا برايم خواندي:

 ” من و تو يكي شوريم از هر شعله اي برتر  كه هيچ گاه شكست را بر ما چيرگي نيست   چرا كه از عشق روئينه تنيم” 

  . هيچ وقت هيچ كجا و اين گونه عشق را نفهميده بودم كه آنجا توي آن اتاق كنار پله هاي طبقه دوم  در اتاق كانون فهميدم . 

  بارها به اين فكر كرده ام كه اگر در پايان ترم اول وقتي خسته ، ترسيده و دل شكسته بودم انصراف مي دادم ، اگر هومان را نمي ديدم اگر تند تند آن فرمهاي اشتراك كانون  را پر نمي كردم ، اگر هومان بعد از يك سال پي من نمي فرستاد اگر پا به درون آن اتاق نمي گذاشتم ، زندگي من چگونه مي گذشت ؟ مي دانم و مطمئنم كه بدون تو زندگي من چيزي كم داشت .خوشحالم كه هيچ كدام از آن اتفاقات نيافتاد  و همه چيز دست به دست هم داد تا من به اين باور برسم كه حتما جايي و زماني كارخوبي كردم كه خدا چنين پاداشي به من داده است.

  دوستت دارم  مرد عزيز زندگي من   

8 دیدگاه »

  احسان wrote @ دسامبر 25, 2007 at 11:17 ب.ظ

خیلی عقشولانه بود!
مستی اصلا کار خوبی نیست. خواه خواجه حافظ مست باشد خواه سولماز!
هومان همیشه معجزه می کند!

  ماريه wrote @ دسامبر 26, 2007 at 11:44 ق.ظ

سلام
ببينم منظورن كانون فيلم بود يا كانوناي ديگه دانشگاه دختر عاشق!‍!1

  khonyagar wrote @ دسامبر 26, 2007 at 11:41 ب.ظ

خیلی رمانتیک بود به سختی جلو اشکام و گرفتم… :-)

  khonyagar wrote @ دسامبر 26, 2007 at 11:41 ب.ظ

خیلی رمانتیک بود به سختی جلو اشکام رو گرفتم… :-)

  پیمان wrote @ دسامبر 27, 2007 at 8:16 ب.ظ

اتی(گلشیفته فراهانی): درسته که پول خوشبختی نمیاره … اما بی پولی حتما بدبختی میاره …!

[ بوتیک - حمید نعمت الله ]

  پیمان wrote @ دسامبر 27, 2007 at 8:18 ب.ظ

چیزی که ما اینجا داریم، شکست تو رابطه‌مونه.

[ لوک خوش دست ]

  ماه رقصان wrote @ ژانویه 1, 2008 at 4:26 ق.ظ

خوش و خوشبخت و عاشق باشين ! تا هميشه !

  همیلا wrote @ ژانویه 3, 2008 at 10:38 ق.ظ

کامیاب و نیکبخت و سبکبارند

آنان که روسپیان را عاشقند

اما من؛بازوانم از هم گسیخته اند

زیرا که ابرها را در آغوش کشیده ام

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>