هنگامي که يک رشته ورزشي مثل بسکتبال را يادت رفته باشد در گذشته شروع کني بعد يک دفعه يادت بياد بد هم نيست برويم بازي کنيم در يک جمع خانوادگي، نتيجه اش اين مي شود که اينقدر خوب بازي کني که عمو سرپرست کاپيتان پيشکسوت محترم مرتب بعد از هر پرتاب عالي تو بگويد بزن به تخته و بترسد که چشم بخوري. اينقدر استيلم خوب بود که با اينکه پرتابهايم خيلياش نرفت داخل حلقه اما هربار گفت بزن به تخته!!
پي نوشت بي ربط: هنگام تنگ دستي در عيش کوش و مستي
کين کيمياي هستي ، قارون کند گدا را