دراک

دراک نام کوهي است، تصادفي من در کنارش بزرگ شدم.. اينجا دست‌نوشته‌هاي نامربوطم را مي‌گذارم

عموهايت را مي‌گويم

.بوی چيزی چند ثانيه شايد به مشامت خورده بود و ديوانه شده بودي بوی بچگی می امد بوی چيزی يا کسی،

يک جای سرد و تنگ پشت ميله و شيشه يه قد بلند يه صورت مهربون که توی کوچولو رو بغل کرده خيلی دوسش داری و می دونی اون هم تو رو خيلی دوست داره برات خوراکی خريده .توی عالم کودکی نميدونی اين آخرين بار که اين مرد قد بلند و قوی بغلت کرده که حسرتش رو تا اخر عمر به دلت می ذارن و ديگه هيچ وقت نيست که با تمام وجود صداش کنی عمو

اين بو يه دفعه از کجا اومد که ديوونت کرد..

تا کنون 3 نظر داده شده »

  سماع wrote @

سلام دوست نادیده ی من
حال و احوال شما چطوره
خوشحالم و خورسند که میبینم قلم فرسای میکنید
این تمرین بخشش رو به شما تبریک میگم
تمرین بخشش دانایی و نیکویی….
ساده و بی تکلف …
دوستتان دارم هی سادگان صبور شهر من …
به من هم سری بزنید از حضور سبزتان شاد میشوم.
اگه با تبادل لینک موافقید خبرم کنید….
یا علی…

  عمو اروند wrote @

از سر قله‌ی کوه دراک!

  NASIM wrote @

دوست جونم بوووووووسسسسسسسسسسس


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>