از گرمسار ميآمدم و خسته از يک جاده داغ کويري و از اين ترافيک نحس ورودي شرق تهران.
پشت يک وانت بار سفيد جملهاي توجهم را جلب کرد: “عاقبت محصل بازيگوش”
ژوئن 25, 2007 در 1:17 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر اجتماعي فرهنگي
از گرمسار ميآمدم و خسته از يک جاده داغ کويري و از اين ترافيک نحس ورودي شرق تهران.
پشت يک وانت بار سفيد جملهاي توجهم را جلب کرد: “عاقبت محصل بازيگوش”
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Get a free blog at WordPress.com | Theme: Fjords by Peterandrej