ريچارد رورتي فيلسوف بزرگ و مدافع و تبيين کننده پراگماتيسم در گذشت. ميدانم خيلي اشکال دارد که ما در هنگام مرگ کسي يادمان ميافتد که چند خطي برايش و براي انديشهاش بنويسيم. اما هر چه با خودم کلنجار ميروم نميتوانم درباره رورتي ننويسم، چرا که تاثيرش در جنگ فکري- فلسفي درونيم انکار ناپذير است.
جمله معروف رورتي در دفاع از دموكراسي « آزادی را پاس بدار، حقيقت هم هواي خودش را خواهد داشت.»
(Take Care of Freedom and Truth Will Take Care of itself) و اينکه ميگويد در جوامع غيرديكتاتوري حقايق يا واقعيات به اين ترتيب تثبيت ميشوند كه عقايد افراد فرصت برخورد و وفق پيدا كردن با هم را پيدا ميكنند و حقيقت يا واقعيت سياسي و اجتماعي چيزي جز همين توافق نيست و به عكس در جوامع ديكتاتوري در يافتن اينكه حقيقت يا واقعيت چيست بسيار دشوار و در اكثر موارد حتي ناممكن است، چون در چنين جوامعي توافق ديگر نشانهاي از حقيقت نيست، چون در واقع اصلا توافقي در كار نيست، بلكه زور گفتن از يك سو و گردن نهادن از سوي ديگر است. بحثهاي بسياري بر انگيخت و به تفکر به دنبال دموکراسي و ليبرال ما در دوران اصلاحات پس از دوم خرداد و مجادلات ذهني ما خيلي کمک کرد و تاثير گذاشت.
ريچارد رورتى از بارآورترين و بحثانگيزترين «انديشهگران زمانهى ما» بود. بارآورى او از بابت آثار بنيانستيزى است كه در طول دو دههى شصت و هفتاد در باب «فلسفهى تحليلى» پديد آورده، بردبارانه و بهدقت راه خود را بهسوى «فلسفهى پسا – تحليلى» و بهموازات آن «مصلحتباورى نوين» (نو – پراگماتيسم) گشوده، حاصل اين همه را مىتوان در عمدهترين اثر او در اين دوره، و يكى از مهمترين آثار فلسفى در نيمهى دوم قرن بيستم در آمريكا، «فلسفه و آينهى طبيعت» (1979) ملاحظه كرد. با اين حال، رورتى از معدود فيلسوفان آمريكايى بود كه، در عين كوشش براى پىگيرى فلسفهى آنگلو – ساكسونى، بهويژه آثار فيلسوفان آمريكايى، از جيمز و ديويى گرفته تا كواين و ديويدسون، به كاوش در فلسفهى اروپاى قارهيى پرداخته و همسخن نيچه، هايدگر، ويتگنشتاين، دريدا، و ديگران شده – اين تأثيرپذيرى و تعامل فكرى تقريباً در تمام آثار او، از نخستين اثر مشهورش «چرخش زبانشناختى» (1967) گرفته تا واپسين اثر منتشرشدهى او بههمراه واتيمو («آيندهى دين» 2006)، نمودى نازدودنى دارد.
امروزه، تأثيرگذارى رورتى در فلسفهى تحليلى و ارزش و اهميت آثار او در اين عرصه كمتر جاى بحث دارد. در واقع، بحثانگيزى او بيشتر از بابت آثارى است كه از دههى هشتاد به اين سو، با پرداختن به مناسبات ميان سياست، فرهنگ، و جامعه و نسبت فلسفه با اين سه – از همه مهمتر در كتاب “پيشامد، بازى، و همبستگى” و همچنين در “فلسفه و اميد اجتماعى” (2000) – پديد آورده. در واقع، آثار سه دههى اخير رورتى است كه براى او بهعنوان يك فيلسوف “ليبرال – بورژوا”، بهتعبير خاص خود، و يك نظريهپرداز “پسا – مدرنيست” و بلكه مبلغ رويكرد “پسا – فلسفى”، بهتعبير غالب منتقدان، بدنامى و بلندآوازگى بهسزايى به ارمغان آورده.
از اين منظر، اكنون، به نظر مىرسد كه رورتى در آثار اين سه دهه سراسر درگير پيشبرد پروژهيى در مسير يك اوتوپياى ليبرالى و پسا – متافيزيكى (در ستايش از “تاريخنگرى”، “نامانگارى”، و «بازىباورى”، و در ستيز با “بنيانباورى”، “ماهيتباورى”، و “متافيزيكباورى”) بوده، بنابراين شگفتى ندارد كه هم از سوى مدافعان سنتى و راستگراى مدرنيته و هم از سوى مبلغان اكنون چپگراى پسا – مدرنيته مورد حمله قرار گرفته – از يك سو به سست كردن مبانى فلسفى مدرنيته و از سوى ديگر به قومگرايى ارتجاعى متهم مىشود. با اين همه، رورتى ابايى از ادامهى كوششهاى خود هم براى ارزيابىهاى انتقادى از ميراث مدرنيته و متفكران عصر روشنگرى و هم براى تأمل بر تجربهى تاريخى غرب و توجيه ارزشهاى دموكراسى بهعنوان كارآمدترين شكل ادارهى اجتماعات انسانى، نداشت. پىآمد اين تلاش مضاعف هم طبعاً توجه به مسائل و معضلاتى است (از جمله، دموكراسى در روند جهانى شدن، حقوق بشر، تماسها/ تقابلهاى فرهنگى در عصر ارتباطات، حقوق اقليتها، تروريسم جهانى) كه اكنون گريبان دنياى غربى و دنياى در حال توسعه را گرفته است.
منابع:
1 Rorty Richard, Take Care of Freedom and Truth Will Take Care of itself: Interviews with Richard Rorty. Stanford UP, Stanford: 2006.
2. Rorty Richard, Contingency, Irony, and Solidarity. Cambridge UP, Cambridge: 1989.
3. ريچارد رورتي ،پراگماتيسم معرفتشناسانه